زندگینامه
به یونان لشکر کشید، آتن را گرفت و دروازهی ملل تختجمشید را برپا کرد.
پروندهٔ ویژه: نقشهٔ متحرک و تحلیل مالکیت ↓English
خشایارشا در ۴۸۶ پ.م بر تخت هخامنشیان نشست و جانشین داریوش بزرگ شد. پس از او اردشیر یکم به فرمانروایی رسید.
شجرهنامه
گرههای طلایی پادشاهان این مجموعهاند و با کلیک به صفحهی آنان میروید؛ گرههای خطچین خویشاوندان غیرفرمانروا.
رویدادهای دوران او
- نبرد · ۴۸۰ پ.م
نبردهای ترموپیل و سالامیس
پروندهٔ ویژه
خشایارشا؛ سازندهٔ دروازهٔ ملل و جنگ بزرگ با یونان
پسر داریوش و نوهٔ کوروش، که امپراتوری را نگه داشت، شورشهای مصر و بابل را خواباند، تختجمشید را به اوج رساند و در ۴۸۰ پ.م. به یونان لشکر کشید. زندگیاش را به ترتیب دنبال کنید، جنگ یونان را گامبهگام روی نقشهٔ متحرک و در نمودار نبردهای ترموپیل و سالامیس ببینید، و دورانش را با عینک حقوق مالکیت و آزادی فردی بسنجید، با شواهد، تفسیر و معنای امروز در سه لایهٔ جدا. هر جا روایت یونانی است یا محل بحث، گفتهایم.
- سال پادشاهی
- ۲۱
- کشتی جنگی به گفتهٔ هرودوت
- ۱٬۲۰۷
- گذر از هلسپونت (هرودوت ۷.۵۶)
- ۷ روز
- سال قتل در کاخ (پ.م.)
- ۴۶۵
نقشهٔ متحرک: زندگی خشایارشا
اداره و اقتصادحدود ۵۱۸ پ.م.۱ از ۱۲
زاده در خانهٔ شاه
خشایارشا (Xšaya-ṛšā، «فرمانروا بر دلیران») پسر داریوش یکم و آتوسا دختر کوروش بزرگ بود؛ یعنی خون هر دو شاخهٔ هخامنشی در او بود. سال زادنش از روی گفتهٔ هرودوت تخمین زده میشود که او را پس از بهشاهیرسیدن داریوش زاده میداند.
میزان قطعیت: محتملسال دقیق زادن ثبت نشده؛ ۵۱۹ و ۵۱۸ هر دو پیشنهاد شده است.
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley, 1920–1925 · Encyclopaedia Iranica, 2000, updated 2012 · P. Briant, 2002
نبردلشکرکشیساختوسازاداره و اقتصاددینکلیدهای جهتنما، Home/End و فاصله کار میکنند.
جنگ یونان، گامبهگام (۴۹۹–۴۷۹ پ.م.)
خط نارنجی راه سپاه و خط آبی خطچین راه ناوگان است. هر گام میگوید قطعی، محتمل یا محل بحث است. تقریباً همهٔ جزئیات از هرودوت است که یونانی و نیمقرن پس از جنگ مینوشت؛ ارقام او را ادعای او میدانیم.
نبرد۴۹۹–۴۹۴ پ.م.۱ از ۱۵
پیشزمینه: شورش ایونیه
شهرهای یونانی آسیای کوچک بر داریوش شوریدند؛ آتن و ارتریا کشتی فرستادند و سارد سوخت. شورش با سقوط میلتوس (۴۹۴) پایان یافت. از نگاه شاه، آتن به قلمرو او دستدرازی کرده بود.
میزان قطعیت: استوار (منبع همزمان)
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley, 1920–1925 · P. Briant, 2002
نبردلشکرکشیساختوسازاداره و اقتصاددینمسیر ناوگانکلیدهای جهتنما، Home/End و فاصله کار میکنند.
ترموپیل، گامبهگام
اوت/سپتامبر ۴۸۰ پ.م.، سه روز · نمودار طرحوار؛ جای دقیق یگانها محل بحث است
مرحله ۱ / ۳ · محتمل
روز ۱–۲: تنگه نگه داشته میشود
یونانیان پشت دیوار فوکیایی در باریکترین جا ایستادند. یورشهای مادها، کاسیها و سپس «جاودانان» در تنگهای که برتری شمار را بیاثر میکرد پس زده شد (۷.۲۱۰–۲۱۲).
خط ساحل باستانی بسیار نزدیکتر به کوه بود؛ امروز رسوب رود اسپرخیوس آن را عقب برده است.
Herodotus, tr. A. D. Godley · J. F. Lazenby
ایرانیانیونانیان
سالامیس، گامبهگام
سپتامبر ۴۸۰ پ.م.، یک شب و یک روز · نمودار طرحوار؛ جای دقیق یگانها محل بحث است
مرحله ۱ / ۴ · محل بحث
شب: بستن تنگه
پس از پیام سیکینوس از سوی تمیستوکلس، ناوگان ایرانی شبانه از فالرون پیش آمد تا راههای گریز را ببندد، و پیادگانی در جزیرهٔ پسوتالیا پیاده شدند (۸.۷۵–۷۶).
اینکه دستهٔ مصری راه غربی را بست یا همه در تنگه آرایش گرفتند، روشن نیست (توپلین).
Herodotus, tr. A. D. Godley · C. J. Tuplin
ایرانیانیونانیان
سه لایهٔ جدا
هر بخش سه لایه دارد: «شواهد تاریخی» فقط آنچه منابع میگویند؛ «تفسیر فلسفی» خوانش ما با معیار مالکیت و آزادی؛ «معنای فرهنگی امروز». نقلقولها فقط از ترجمههای منتشرشده و با ارجاع است.
شواهد تاریخیتفسیر فلسفیمعنای فرهنگی امروز
پرونده · ۱
زندگی به ترتیب: از ولیعهدی تا قتل
حدود ۵۱۸ پ.م. پسر داریوش و آتوسا زاده شد. بر برادر بزرگترش آرتوبرزن برگزیده شد (هرودوت ۷.۲–۳) و خود در کتیبهٔ XPf میگوید پدرش او را «بزرگترین پس از خود» کرد. پیش از شاهی، شواهد بابلی او را ولیعهدی با اقامتگاه در بابل نشان میدهد.
نوامبر ۴۸۶ به تخت نشست. در ۴۸۶–۴۸۴ شورش مصر را سرکوب کرد و حدود ۴۸۴ دو شورش بابل را. سپس آمادگی جنگ یونان (۴۸۳–۴۸۱)، لشکرکشی ۴۸۰ و شکست ۴۷۹ آمد. پس از آن منابع یونانی کمحرف میشوند و منابع ایرانی بیشتر از ساختمانها میگویند: دروازهٔ همهٔ ملل، هدیش، آپادانا، آغاز تالار صدستون، و کار در شوش و وان.
حدود ۴۶۶ ایران در اوریمدون از آتنیان شکست خورد. در اوت ۴۶۵ خشایارشا به دست اردوان، فرماندهٔ نگهبانان، کشته شد و اردشیر یکم به تخت رسید. آرامگاهی در نقش رستم به او نسبت داده میشود.


از بیستویک سال پادشاهی، دو سال جنگ یونان تقریباً همهٔ تصویر او را ساخته است، چون یونانیان نوشتند و ایرانیان ننوشتند. سانسیسی-وردنبورخ نشان داد «شخصیت» خشایارشا (خشمگین، هوسباز، شکستخورده) بیشتر ساختهٔ ادبیات یونانی است تا شواهد.
قتل او در کاخ یادآور قاعدهٔ همهٔ نظامهایی است که قدرت را دارایی شخصی میکنند: جانشینی، جنگ پنهان درون کاخ میشود. بیقانونی در بالا به همه پایینتر سرایت میکند.
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley · Livius.org (after R. G. Kent, Old Persian, 1953) · Encyclopaedia Iranica · P. Briant · H. Sancisi-Weerdenburg · A. Kuhrt
پرونده · ۲
مصر و بابل: سرکوب و افسانهٔ ویرانی
هرودوت (۷.۷) میگوید خشایارشا مصر را «بسیار سختتر» از داریوش به بردگی گرفت و برادرش هخامنش را ساتراپ کرد. در بابل، بلشیمانی و شمشاریبا خود را شاه خواندند؛ اسناد تاریخدار به نام آنان مانده است.
روایت یونانی میگوید خشایارشا تندیس زرین بل را برد. کورت و شروین-وایت (۱۹۸۷) نشان دادند شاهدی بر ویرانی اسگیل یا قطع آیین مردوک نیست و این تصویر از خوانش نادرست منابع یونانی آمده است. وارزگرز (۲۰۰۳/۴) دید که بایگانی خاندانهای پیوسته به نهادهای شمالی بابل، که با شورش همراه بودند، ناگهان پایان مییابد، و خاندانهای دیگر ادامه میدهند.
شاهد نشان میدهد سرکوب گزینشی بود: کسانی که با شورش همراه بودند املاک و جایگاه را از دست دادند، نه همهٔ بابل. این همان شیوهٔ امپراتوری است: مالکیت تا وقتی امن است که با وفاداری سیاسی همراه باشد.
افسانهٔ «خشایارشای معبدسوز» نمونهای است از اینکه یک روایت چطور دو هزار سال تکرار میشود. پرسش درست همیشه این است: سند کجاست؟
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley · A. Kuhrt and S. Sherwin-White · C. Waerzeggers · A. Kuhrt · P. Briant
پرونده · ۳
جنگ بزرگ با یونان
ریشه در شورش ایونیه (۴۹۹–۴۹۴) و کمک آتن به شورشیان بود، و شکست ماراتن (۴۹۰) آن را کینهای ناتمام کرد. خشایارشا سه سال آماده شد: کانال آتوس، انبارهای آذوقه در تراکیه، و دو پل کشتی بر هلسپونت.
بهار ۴۸۰ از سارد راه افتاد، از هلسپونت گذشت، در دوریسکوس سان دید و از تراکیه، مقدونیه و تسالی گذشت. در اوت/سپتامبر ترموپیل را با دور زدن از راه کوهستان گشود؛ همزمان ناوگان در آرتمیسیون جنگید. آتن تهی را گرفت و آکروپلیس را سوزاند. در سپتامبر ناوگانش در سالامیس شکست خورد.
شاه به آسیا بازگشت و ماردونیه را گذاشت. ماردونیه در اوت ۴۷۹ در پلاته کشته شد و همان روزها ناوگان ایرانی در میکاله سوخت. یونانیان سستوس را گرفتند و جنگ به آسیا رفت.
از سوی ایران هیچ روایتی از جنگ نمانده است؛ کتیبهٔ دیوان «یئونا (یونانیان)، آنان که این سوی دریا و آنان که آن سوی دریا مینشینند» را در شمار سرزمینها میآورد، اما از نبرد سخنی نمیگویند. هر جزئیات این روایت یونانی است و با این عینک باید خواند.
I was moved to compassion when I considered the shortness of all human life, since of all this multitude of men not one will be alive a hundred years from now.
دلم به رحم آمد وقتی به کوتاهی زندگی آدمی اندیشیدم، چون از این همه انسان، صد سال دیگر یکی هم زنده نخواهد بود.
Foreigner, go tell the Spartans that we lie here obedient to their commands.
ای رهگذر، به اسپارتیان بگو که ما اینجا، فرمانبردار فرمانشان، خفتهایم.
Whenever Xerxes, as he sat beneath the mountain opposite Salamis which is called Aegaleos, saw one of his own men achieve some feat in the battle, he inquired who did it, and his scribes wrote down the captain’s name with his father and city of residence.
هرگاه خشایارشا، که زیر کوه روبهروی سالامیس به نام آیگالئوس نشسته بود، میدید یکی از مردانش در نبرد دلاوری میکند، میپرسید کیست، و دبیرانش نام ناخدا را با نام پدر و شهرش مینوشتند.


از دید ایرانی، لشکرکشی پاسخ به دستدرازی آتن بود و گسترش مرز تا جایی که شاه خود را پاسدار نظم میدانست. از دید یونانی، دفاع شهرهای خودگردان در برابر شاهی بود که خاک و آب میخواست. هر دو دید از منابع خودشان درستاند؛ نتیجه اما روشن است: شهرهایی که شهروندانش برای مال و خانهٔ خود میجنگیدند، سپاهی بزرگتر از رعایا را شکست دادند.
جنگ یونان برای اروپا به افسانهٔ بنیاد «آزادی در برابر استبداد» بدل شد. برای ایرانی امروز ارزشمندتر این است که داستان را بیافسانه بشناسد: شاهی کارآمد، سپاهی منظم، و شکستی که نه از ضعف ایرانیان بلکه از تنگهها، طوفانها و انگیزهٔ مدافعان آمد.
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley · Aeschylus · G. Cawkwell · J. F. Lazenby · P. Briant · C. J. Tuplin · Livius.org (after R. G. Kent, Old Persian, 1953)
پرونده · ۴
سپاه: ارقام هرودوت و برآوردهای امروز
ادعای هرودوت: سپاه زمینی ۱٬۷۰۰٬۰۰۰ (۷.۶۰) و ناوگان ۱٬۲۰۷ کشتی جنگی (۷.۸۹)؛ و با خدمه و همراهان، شمار کسانی که تا ترموپیل آمدند ۵٬۲۸۳٬۲۲۰ (۷.۱۸۶). آیسخولوس نیز برای سالامیس هزار و دویستوچند کشتی ایرانی را در برابر حدود سیصد کشتی یونانی میگذارد.
برآورد امروز: هیچ پژوهشگر جدی رقم هرودوت را نمیپذیرد. استدلال اصلی تدارکات است: آب، علوفه و نان برای میلیونها نفر در یونان کوهستانی ممکن نبود. پژوهشگرانی چون لیزنبی، کاوکول، بریان و کورت هر یک با روش خود برآوردهایی بسیار کمتر میدهند که با هم یکی نیستند؛ ما یک رقم «درست» نمیگذاریم. شمار ناوگان را برخی نزدیکتر به رقم هرودوت میدانند، چون کشتیها از فهرستهای شهرها شمرده شده بود.
…the total of the whole land army was shown to be one million and seven hundred thousand.
…شمار همهٔ سپاه زمینی یک میلیون و هفتصد هزار نشان داده شد.
Here four thousand from the Peloponnese once fought three million.
اینجا روزگاری چهار هزار تن از پلوپونز با سه میلیون جنگیدند.
رقمهای بزرگ کارکردی ادبی داشتند: هر چه دشمن بزرگتر، پیروزی شهروندان آزاد شکوهمندتر. سپاه واقعی هخامنشی، با هستهٔ پارسی و مادی و یگانهای قومهای تابع، ابزار یک دولت مالیاتگیر بود؛ بزرگیاش از توان گردآوری خراج میآمد.
یاد گرفتن تفاوت «ادعای منبع» و «برآورد پژوهشگر» شاید مهمترین درس تاریخی این جنگ باشد.
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley · Aeschylus · J. F. Lazenby · G. Cawkwell · P. Briant · A. Kuhrt · C. J. Tuplin
پرونده · ۵
اقتصاد، خراج و مالیات
خشایارشا نظام خراج داریوش را نگه داشت. لوحهای باروی تختجمشید و خزانه تا دوران او کار بیوقفهٔ دستگاه جیره و پرداخت را نشان میدهند. کتیبهٔ دیوان میگوید سرزمینها «خراج برایم آوردند». لشکرکشی یونان هزینهٔ بزرگی بود که با همین خراج، کار اجباری (کانال آتوس) و کشتیهای شهرهای تابع تأمین شد.
They bore me tribute. What was said to them by me, that they did. My law, that held them…
برایم خراج آوردند. آنچه از سوی من به آنان گفته شد، همان کردند. قانون من آنان را نگه داشت…

خراج معین بهتر از غارت بیقاعده است، اما همچنان انتقال اجباری دارایی است. وقتی جنگی دور با کار اجباری و کشتیهای مصادرهشده تأمین شود، هزینهٔ تصمیم یک تن را میلیونها نفر میپردازند.
دولتی که میتواند بیرضایت مالیات بگیرد، میتواند بیرضایت جنگ هم کند. این پیوند امروز هم برقرار است.
منابع: Xerxes, Daiva inscription (XPh), tr. after R. G. Kent · A. Kuhrt · P. Briant · Herodotus, tr. A. D. Godley
پرونده · ۶
بازارها، راهها و پیک شاهی
جادهٔ شاهی و ایستگاههایش در دوران او کار میکرد. هرودوت پیک شاهی را که خبر سالامیس را به شوش برد چنین وصف میکند (۸.۹۸). سکهٔ دریک و سیگلوس، که داریوش آغاز کرده بود، در غرب امپراتوری میچرخید.
These are stopped neither by snow nor rain nor heat nor darkness from accomplishing their appointed course with all speed.
نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکی آنان را از پیمودن راه مقرر با همهٔ شتاب بازنمیدارد.
راه و سکه برای شاه ساخته شد، اما بازرگانان هم از آن سود بردند. امنیت راه کالایی عمومی است که حتی دولتی خراجگیر میتواند فراهم کند.
جملهٔ هرودوت دربارهٔ پیکهای ایرانی امروز بر سردر ادارهٔ پست نیویورک است؛ یادگاری ایرانی که کمتر ایرانی آن را میشناسد.
منابع: Herodotus, tr. A. D. Godley · P. Briant · A. Kuhrt
پرونده · ۷
دین و کتیبهٔ دیوان
کتیبهٔ XPh، که از لوحهای سنگی تختجمشید و پاسارگاد شناخته میشود، مهمترین متن دینی اوست. نام سرزمین شورشی و جای پرستشگاه را نمیبرد. در همان دوران، لوحهای تختجمشید نشان میدهند دستگاه شاهی برای خدایان ایلامی و دیگر خدایان هم جیره میداد.
And among these countries there was a place where previously demons (daiva) were worshipped. Afterwards, by the grace of Ahuramazda I destroyed that sanctuary of demons, and I proclaimed: ‘The demons shall not be worshipped!’ Where previously the demons were worshipped, there I worshipped Ahuramazda at the proper time and in the proper manner.
و در میان این سرزمینها جایی بود که پیشتر دیوان را میپرستیدند. سپس به خواست اهورامزدا آن پرستشگاه دیوان را ویران کردم و فرمان دادم: «دیوان را نباید پرستید!» آنجا که پیشتر دیوان پرستیده میشدند، من اهورامزدا را در زمان درست و به شیوهٔ درست پرستیدم.

دو خوانش هست. یکی متن را گزارش رویدادی واقعی میداند و خشایارشا را از کوروش و داریوش ناشکیباتر. دیگری (سانسیسی-وردنبورخ) آن را سخن آیینی شاهی میداند که شورش را با «دروغ» و دیوپرستی یکی میکند، همانگونه که داریوش در بیستون. شواهد لوحها، که پرستش چندگانه را نشان میدهند، خوانش دوم را پشتیبانی میکند.
حتی اگر خوانش دوم درست باشد، متن نشان میدهد قدرت سیاسی میتواند تعیین کند کدام پرستش رواست. آزادی وجدان یعنی هیچ شاهی این حق را نداشته باشد.
منابع: Xerxes, Daiva inscription (XPh), tr. after R. G. Kent · H. Sancisi-Weerdenburg · A. Kuhrt · P. Briant
پرونده · ۸
قانون و فرمان
XPh واژهٔ «داتا» (قانون) را به کار میبرد: «قانون من آنان را نگه داشت». کتیبهٔ XPl، که تقریباً رونوشت متن داریوش در نقش رستم (DNb) است، شاه را دوستدار راستی، دشمن دروغ و کسی معرفی میکند که نمیخواهد زورمند به ناتوان ستم کند یا ناتوان به زورمند. کتیبهٔ وان نیز همین زبان پیوستگی با پدر را دارد.
آرمان «نه ستم زورمند بر ناتوان، نه ناتوان بر زورمند» به حاکمیت قانون نزدیک است. اما قانونی که «قانون من» است و از ارادهٔ شاه میآید، میتواند با همان اراده تغییر کند. این مرز میان «حکومت با قانون» و «حکومت قانون» است.
قانون اساسیای که حاکم را هم محدود کند، همان چیزی است که این کتیبهها کم دارند.
منابع: Xerxes, Daiva inscription (XPh), tr. after R. G. Kent · Livius.org (after R. G. Kent, Old Persian, 1953) · A. Kuhrt · P. Briant
پرونده · ۹
آزادیهای فردی
در امپراتوری، مالکیت خصوصی، قرارداد و بازار (مثلاً در اسناد بابلی) ادامه داشت، و شهرها و جماعتها قانونها و آیینهای محلی خود را داشتند. در برابر، کار اجباری، سربازگیری و خراج وجود داشت و هر که با شورش همراه میشد مال و جانش در خطر بود. منابع از آزادی فرد در برابر شاه سخنی نمیگویند.
آزادی در امپراتوری هخامنشی آزادی «تا وقتی وفاداری» بود: گسترده در زندگی روزمره، اما بیتضمین در برابر دولت. یونانیان در همان زمان آزمایشی دیگر میکردند: شهروندانی که در مجلس رأی میدادند و برای خانهٔ خود میجنگیدند. آن آزمایش هم بردگان و زنان را بیرون میگذاشت.
مقایسهٔ منصفانه، نه «آزادی یونانی در برابر بردگی ایرانی»، بلکه پرسش از تضمین است: چه چیزی دارایی و وجدان یک فرد را از ارادهٔ قدرت جدا میکند؟
منابع: A. Kuhrt · P. Briant · C. Waerzeggers · Herodotus, tr. A. D. Godley
پرونده · ۱۰
خشایارشا در روایت دیگران
آیسخولوس در «ایرانیان» (۴۷۲ پ.م.) شکست را از دید دربار ایران به صحنه برد؛ هرودوت (حدود ۴۳۰) خشایارشا را شاهی بزرگ اما گرفتار غرور و مشاوران بد ساخت. کتسیاس داستانهای درباری میآورد که اعتبارشان کم است.
سنت یهودی و مسیحی «اخشورش» کتاب استر را با خشایارشا یکی میداند؛ این همسانی نام پذیرفته است، اما تاریخیبودن داستان استر را بیشتر پژوهشگران نمیپذیرند. فیلم «۳۰۰» (۲۰۰۶) خشایارشا را چهرهای غولآسا و ایرانیان را هیولا نشان داد؛ تحریفی که نه با هرودوت میخواند و نه با شواهد ایرانی.
My men have become women, and my women men.
مردانم زن شدهاند و زنانم مرد.



هر روایت خشایارشا را برای کاری میخواست: آیسخولوس برای هشدار به آتن، هرودوت برای درس دربارهٔ غرور، سنت استر برای داستان رهایی، و هالیوود برای «دیگری» شرقی. خودِ کتیبههایش او را فقط ادامهدهندهٔ پدر میخوانند.
ایرانی امروز میتواند خشایارشا را نه قهرمان و نه هیولا، بلکه شاهی واقعی ببیند که ساخت، جنگید، شکست خورد و در کاخ کشته شد؛ و این دیدن، خود تمرین آزادی اندیشه است.
منابع: Aeschylus · Herodotus, tr. A. D. Godley · R. Rollinger · Ctesias of Cnidus (via Photius’ epitome) · H. Sancisi-Weerdenburg · Encyclopaedia Iranica
شاهی که روایتش را دیگران نوشتند
خشایارشا امپراتوری پدر را بیکموکاست نگه داشت، شورشها را با سرکوب گزینشی خاموش کرد، و در تختجمشید باشکوهترین دروازهها و کاخها را ساخت. شکست یونان امپراتوری را نلرزاند، اما تصویر او را برای همیشه ساخت.
با عینک مالکیت و آزادی، درس اصلی اوست که دولتی خراجگیر میتواند نظم و راه و سکه بدهد، اما وقتی همهٔ تصمیمها در یک تن جمع شود، همان یک تن میتواند ثروت میلیونها نفر را به لشکرکشیای دور ببرد، و جانشینیاش در خون پایان یابد. و در سوی دیگر، شهرهایی کوچک نشان دادند انسانهایی که از خانه و مال خود دفاع میکنند، از سپاهی بزرگتر قویترند.
کتابشناسی
- Herodotus, tr. A. D. Godley, The Histories (Loeb Classical Library), books 7–9 (1920–1925). http://www.perseus.tufts.edu/hopper/text?doc=Perseus:text:1999.01.0126منبع اصلی جنگ؛ یونانی، نوشتهشده حدود نیمقرن پس از رویدادها. ارقام و گفتوگوهایش را روایت او میدانیم، نه گزارش رسمی.
- Aeschylus, Persians (first staged at Athens, 472 BCE) (472 BCE). تنها منبع همروزگار که ماندگار شده؛ نمایشنامه است و آتنی، نه تاریخ.
- Ctesias of Cnidus (via Photius’ epitome), Persica, books 12–13 (c. 390 BCE). پزشک یونانی در دربار اردشیر دوم؛ بسیار نامعتبر و جاهایی با هرودوت ناسازگار.
- Diodorus Siculus, Library of History, book 11 (1st c. BCE).
- Xerxes, Daiva inscription (XPh), tr. after R. G. Kent, Livius.org: XPh (Kent 1953). https://www.livius.org/sources/content/achaemenid-royal-inscriptions/xph/
- Livius.org (after R. G. Kent, Old Persian, 1953), Achaemenid royal inscriptions: XPa, XPl, XV (1953 / online). https://www.livius.org/sources/content/achaemenid-royal-inscriptions/
- Encyclopaedia Iranica, Xerxes (ii. Xerxes I) (2000, updated 2012). https://www.iranicaonline.org/articles/xerxes/
- R. Rollinger, Herodotus vii. Xerxes according to Herodotus, Encyclopaedia Iranica (2003). https://www.iranicaonline.org/articles/herodotus-vii/
- C. J. Tuplin, Salamis, Encyclopaedia Iranica (2006). https://www.iranicaonline.org/articles/salamis/
- P. Briant, From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire (2002).
- A. Kuhrt, The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period (2007).
- A. Kuhrt and S. Sherwin-White, Xerxes’ destruction of Babylonian temples, Achaemenid History II (1987).
- C. Waerzeggers, The Babylonian revolts against Xerxes and the “end of archives”, Archiv für Orientforschung 50 (2003/2004).
- G. Cawkwell, The Greek Wars: The Failure of Persia (2005).
- J. F. Lazenby, The Defence of Greece, 490–479 BC (1993).
- H. Sancisi-Weerdenburg, The personality of Xerxes, king of kings (1989).
- British Museum, Collection online: Achaemenid objects and the Xerxes material (online). https://www.britishmuseum.org/collection
همهٔ عکسها از ویکیانبار (Wikimedia Commons) است؛ پروانه و پدیدآورنده در صفحهٔ هر پرونده بررسی شده است.
منابع و کتابشناسی
- [پژوهش]From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire — Pierre Briant
- [منبع دستاول]استوانهی کوروش
- [منبع دستاول]الواح بارو و خزانهٔ تختجمشید (هالوک ۱۹۶۹؛ کامرون ۱۹۴۸)
- [منبع دستاول]تاریخ (Histories) — هرودوت
- [منبع دستاول]کتیبهی بیستون — داریوش بزرگ
- [مرجع]Encyclopædia Iranica — ed. E. Yarshater et al.
تاریخها بر پایهی اجماع پژوهشی (ایرانیکا، تاریخ کمبریج) است؛ «ح.» نشانهی تاریخ تقریبی یا مورد اختلاف است.