cyl-l01-03سطر ۱–۳آسیبدیده / ناقصآغاز کتیبه تقریباً بهتمامی شکسته است. ایرانیکا: سه سطر نخست تقریباً بهکلی از میان رفتهاند.
ترجمهای با مجوز باز برای این بند در دست نیست. خلاصهٔ ما و پیوند به ویراست فینکل / شادیگ.
اثر پرچم · BM 90920
استوانهٔ کوروش کتیبهٔ بنایی بابلی است — و در همان متن، حق مردم بر خانه و سرزمین، آزادی آیین، رهایی از بیگاری، و امنیت در برابر غارت را به زبان اکدی ثبت میکند. اینجا واژههای راجرز ۱۹۱۲ را از تفسیری که از آن واژهها در دفاع از مالکیت و آزادی میسازیم جدا نگاه میداریم، و از معنایی که این شیء امروز برای ایرانیان دارد.
استوانه یک کتیبهٔ بنایی/پینهاد بابلی به اکدی است که پس از ۵۳۹ پ.م در پی بنا نهاده شده است.
از منظر حقوق فردی: ورود آرام، برداشتن یوغ، بازسازی خانه، بازگشت به سکونتگاه و بازگرداندن آیین، به رسمیت شناختن مالکیت و آزادی در استوانه است — ثمرهٔ کار، امنیت مسکن، آزادی پرستش، و حد بر زور خودسر.
برای بسیاری از ایرانیان استوانه نماد ایرانی دادگر و جهانی است. این معنا بهعنوان حافظه راست است؛ جایگزین واژههای اکدی نیست.
در ویترین موزهٔ بریتانیا بشکهای گلی به درازای تقریبی یک کف دست خوابیده است: پخته، چرخساز، با میخخط اکدی. شمارهٔ موزه ۹۰۹۲۰ است. کاتالوگ میگوید پس از ۵۳۹ پ.م. در بابل ساخته شده، هرمز رسام آن را در ۱۸۷۹ در عمران یافته، و حتی پس از مرمت متن کامل نیست.
افتخار ایرانی به این شیء روی همان سطرهایی میایستد که در دست است: شاهی پارسی که در زبان بابل اعلام میکند خانهها را باز میسازد، یوغ را برمیدارد، خدایان و مردم را به جای خود بازمیگرداند، و سپاهش بدون غارت وارد شهر میشود. آن سطرها را باید خواند، نه با شعار پوشاند و نه با انکار خالی کرد.
در ۵۳۹ پ.م. کوروش بابل را گرفت. آخرین شاه کلدانی نبونئید بود. کتیبه — به روایت ایرانیکا — از زبان کاهنان مردوک نوشته شده: مردوک نبونئید را به تباهی آیین متهم میکند، کوروش شاه انشان را برمیگزیند، و بابل بدون نبرد سقوط میکند. سپس کوروش به اولشخص سخن میگوید.
این سند مشروعیت بابلی است، همخانوادهٔ کتیبههای پینهاد میانرودان. ایرانیکا آن را کتیبهٔ بنایی میخواند. همان قالب، محتوای مشخصی دارد که در سطرهای ۲۲ تا ۳۴ به خانه، یوغ، پرستشگاه و بازگشت مردم میرسد.
شواهد تاریخیعکسها و مدل سهبعدی: مجوزها در زیر نمایشگر.
مدل سهبعدی فتوگرامتری شیء واقعی BM 90920 در موزهٔ بریتانیا، با مجوز CC BY ۴.۰.
شیء واقعی — فتوگرامتری BM 90920، نه بازسازی هنری.
مدل سهبعدی: ۱۵۹ عکس، نوامبر ۲۰۲۴، Reality Capture، @artfletch روی Sketchfab. مجوز CC BY ۴.۰. اسکن رسمی موزهٔ بریتانیا نیست؛ فتوگرامتری همان استوانه در ویترین موزه است. چرخش، بزرگنمایی و دیدن هر سوی شیء در نمایشگر Sketchfab.
سطر به سطر، با شماره و پیوند پایدار. اکدی و انگلیسی از راجرز ۱۹۱۲ (مالکیت عمومی، قطعهٔ A). فارسی برگردان همین سایت از همان انگلیسی است، نه رازمجو و نه ترجمهٔ موزه. سطرهای آسیبدیده و قطعهٔ ییل جدا علامت خوردهاند. سطرهای آزادی و مالکیت طلاییاند.
راجرز ۱۹۱۲ · برگردان فارسی سایت
اکدی (آوانویسی)[ . . . ]-ni-šu
انگلیسی[. . .] his troops
فارسی[. . .] سپاهیانش
اکدی (آوانویسی)[ . . . ]-ki-ib-ra-tim
انگلیسی[. . . four] quarters of the world
فارسی[. . . چهار] گوشهٔ جهان
اکدی (آوانویسی)[. . .]-ka gal ma tu-û i-šak-na a-na e-nu-tu ma-ti-šu
انگلیسی[. . .] a weakling was established as ruler over his land
فارسی[. . .] ناتوانی را بر سرزمینش فرمانروا نهادند
اکدی (آوانویسی)ši-[ . . . ta-am]-ši-li ú-ša-aš-ki-na si-ru-šu-un
انگلیسیand [. . .] a similar one he appointed over them,
فارسیو [. . .] همانندی را بر آنان گماشت،
اکدی (آوانویسی)ta-am-ši-li É-sag-ila i-te-[ . . . ] a-na Uriki ù si-it-ta-tim ma-ha-za
انگلیسیlike Esagila he made [. . .] to Ur and the rest of the cities,
فارسیهمانند اسگیلا [. . .] برای اور و بقیهٔ شهرها ساخت،
اکدی (آوانویسی)pa-ra-as la si-ma-a-ti-šu-nu ta-[ . . . ] û-mi-šá-am-ma id-di-ni-ib-bu-ub ù ana na-ak-ri-tim
انگلیسیa command dishonouring them [. . .] he planned daily and in enmity,
فارسیفرمانی ننگآور برای آنان [. . .] هر روز و با دشمنی طرح میریخت،
اکدی (آوانویسی)sat-tuk-ku ù-šab-ti-li ú-ad-[di . . . ]-tak-ka-an ki-rib ma-ha-zi pa-la-ha iluMarduk šar ilâni [šá]-qi-še a-šu-uš-šu
انگلیسیhe caused the daily offering to cease; he appointed [. . .] he established within the city. The worship of Marduk, king of the gods [. . .]
فارسینذر روزانه را قطع کرد؛ [. . .] را در شهر نهاد. پرستش مردوک، شاه خدایان [. . .]
اکدی (آوانویسی)li-mu-ut-ti ali-šu [i-te]-ni-ip-pu-uš û-mi-šá-am-ma na-[. . . niše] i-na ab-ša-a-ni la ta-ap-šú-úh-tim ú-hal-li-iq kul-lat-si-in
انگلیسیhe showed hostility toward his city daily [. . .] his people; he brought all of them to ruin through servitude without rest.
فارسیهر روز با شهرش دشمنی کرد [. . .] مردمش را؛ همه را با بیگاری بیآسایش به تباهی کشاند.
اکدی (آوانویسی)a-na ta-zi-im-ti-ši-na iluEllil lililani iz-zi-iš i-gu-ug-ma [ . . . ] ki-su-úr-šú-un ilâni a-ši-ib lib-bi-šú-nu i-zi-bu ad-ma-an-šú-un
انگلیسیOn account of their complaints, the lords of the gods became furiously angry and left their land; the gods, who dwelt among them, left their homes,
فارسیاز شکایت آنان، خداوندانِ خدایان بهخشم سرزمین را ترک کردند؛ خدایانی که میانشان میزیستند خانههایشان را رها کردند،
اکدی (آوانویسی)i-na ug-ga-ti šá ú-še-ri-bi a-na ki-rib Babili ilu Marduk ti-[ . . . ] li-sa-ah-ra a-na nap-har da-ád-mi šá in-na-du-ú šú-bat-su-un
انگلیسیin anger over his bringing into Babylon. Marduk [. . .] to all the dwelling places, which had become ruins,
فارسیاز خشمِ آوردنِ آنان به بابل. مردوک [. . .] به همهٔ سکونتگاههایی که ویرانه شده بودند،
اکدی (آوانویسی)ù niše mât šú-me-ri ù Ak-ka-diki ša i-mu-ú ša-lam-ta-aš ú-sa-ah-hi-ir ka-[ . . . ]-ši ir-ta-ši ta-a-a-ra kul-lat ma-ta-a-ta ka-li-ši-na i-hi-it ib-ri-e-šu
انگلیسیand the people of Sumer and Akkad, who were like corpses [. . .] he turned and granted mercy. In all lands everywhere
فارسیو مردم سومر و اکد را، که چون مرده بودند، [. . .] بازگرداند و رحمت کرد. در همهٔ سرزمینها
اکدی (آوانویسی)iš-te-'-e-ma ma-al-ki i-ša-ru bi-bil lib-bi šá it-ta-ma-ah qa-tu-uš-šú m Ku-ra-aš šar ali An-šá-an it-ta-bi ni-bi-it-su a-na ma-li-ku-tim kul-la-ta nap-har iz-zak-ra šú-[ma-šu]
انگلیسیhe searched; he looked through them and sought a righteous prince after his own heart, whom he took by the hand. He called Cyrus, king of Anshan, by name; he appointed him to lordship over the whole world.
فارسیجست؛ نگریست و شاهزادهای درستکار به دلخواه خویش یافت و دستش را گرفت. کوروش، شاه انشان، را به نام خواند و او را به خداوندی همهٔ جهان گماشت.
اکدی (آوانویسی)mât Qu-ti-i gi-mir Um-man Man-da ú-ka-an-ni-ša a-na še-pi-šu niše sal-mat qaqqadi ša ú-šá-ak-ši-du ka-ta-a-šu
انگلیسیThe land of Qutu, all the Umman-manda, he cast down at his feet. The black-headed people, whom he gave his hands to conquer,
فارسیسرزمین قوتو و همهٔ اومانماندا را به پایش افکند. مردم سیاهسر را، که به دستش سپرده بود تا بگشاید،
اکدی (آوانویسی)i-na ki-it-tim ú mi-ša-ru iš-te-ni-'-e-ši-na-a-tim iluMarduk belu rabu ta-ru-ú niše-šu ip-še-e-ti šá dam-qa-a-ta ù lib-ba-šú i-šá-ra ha-di-iš ip-pa-al-li-is
انگلیسیhe took them in justice and righteousness. Marduk, the great lord, looked joyously on the caring for his people, on his pious works and his righteous heart.
فارسیبه داد و راستی نگاه داشت. مردوک، خداوند بزرگ، با شادی به مراقبت او از مردمش، به کارهای پرهیزکارانهاش و دل درستش نگریست.
اکدی (آوانویسی)a-na ali-šú Bab-ilani ki a-la-ak-šú ik-bi ú-ša-as-bi-it-su-ma har-ra-nu Babili ki-ma ib-ri ú tap-pi-e it-tal-la-ka i-da-a-šu
انگلیسیTo his city, Babylon, he caused him to go; he made him take the road to Babylon, going as a friend and companion at his side.
فارسیاو را به شهرش بابل روانه کرد؛ راه بابل را پیش پایش نهاد، چون دوست و همدم در کنارش.
اکدی (آوانویسی)um-ma-ni-šu rap-ša-a-tim šá ki-ma me-e nari la ú-ta-ad-du-ú ni-ba-šu-un kakke-šú-nu sa-an-du-ma i-šá-ad-di-ha i-da-a-šú
انگلیسیHis numerous troops, in unknown numbers, like the waters of a river, marched armed at his side.
فارسیسپاهیان بسیارش، به شمار ناشناخته، چون آب رود، مسلح در کنارش رفتند.
اکدی (آوانویسی)ba-lu qab-li ù ta-ha-zi ú-še-ri-ba-aš ki-rib Babili ala-šú Bab-ilaniki i-ti-ir i-na šap-šá-ki m, iluNabu-na'id šarru la pa-li-hi-šú ú-ma-al-la-a qa-tu-uš-šu
انگلیسیWithout battle and conflict, he permitted him to enter Babylon. He spared his city, Babylon, a calamity. Nabonidus, the king, who did not fear him, he delivered into his hand.
فارسیبدون نبرد و ستیز او را به درون بابل راه داد. شهرش بابل را از بلا نگاه داشت. نبونئید شاه را، که از او نمیترسید، به دست او سپرد.
اکدی (آوانویسی)niše Babili ka-li-šú-nu nap-har mât šú-me-ri u Ak-ka-diki ru-bi-e ù šak-ka-nak-ka šá-pal-šú ik-mi-sa ú-na-aš-ši-qu še-pu-uš-šú ih-du-ú a-na šarru-ú-ti-šú im-mi-ru pa-nu-uš-šú-un
انگلیسیAll the people of Babylon, Sumer, and Akkad, princes and governors, fell down before him and kissed his feet. They rejoiced in his sovereignty; their faces shone.
فارسیهمهٔ مردم بابل، سومر و اکد، شاهزادگان و فرمانداران، پیش پایش افتادند و پایش را بوسیدند. از شاهیاش شاد شدند؛ رویشان درخشید.
اکدی (آوانویسی)be-lu šá i-na tu-kul-ti-šá ú-bal-li-tu mi-tu-ta-an i-na bu-ta-qu ú pa-ki-e ig-mi-lu kul-la-ta-an ta-bi-iš ik-ta-ar-ra-bu-šu iš-tam-ma-ru zi-ki-ir-šú
انگلیسیThe lord, who by his power brings the dead to life, who amid destruction and injury had protected them, they joyously blessed him, honoring his name.
فارسیخداوندی که به نیروی خویش مرده را زنده میکند و در میان ویرانی و آسیب نگاهشان داشته بود، با شادی برکت دادند و نامش را بزرگ داشتند.
اکدی (آوانویسی)a-na-ku mKu-ra-aš šar kiš-šat šarru rabu šarru dan-nu šar Babili šar mât šú-me-ri ú Ak-ka-di šar kib-ra-a-ti ir-bit-tim
انگلیسیI am Cyrus, king of the world, the great king, the powerful king, king of Babylon, king of Sumer and Akkad, king of the four quarters of the world,
فارسیمنم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشهٔ جهان،
اکدی (آوانویسی)mar mKa-am-bu-zi-ia šarru rabu šar alu An-šá-an mar mari mKu-ra-aš šarru rabu šar alu An-šá-an ŠA.BAL.BAL m ši-iš-pi-iš šarru rabu šar alu An-ša-an
انگلیسیson of Cambyses, the great king, king of the city of Anshan, grandson of Cyrus, the great king, king of the city of Anshan; great-grandson of Teispes, the great king, king of the city of Anshan;
فارسیپسر کمبوجیه شاه بزرگ شاه شهر انشان؛ نوهٔ کوروش شاه بزرگ شاه شهر انشان؛ نبیرهٔ چیشپیش شاه بزرگ شاه شهر انشان؛
اکدی (آوانویسی)ziru da-ru-ú ša šarru-ú-tu ša iluBel u ilu Nabu ir-a-mu pa-la-a-šú a-na tu-ub lib-bi-šú-nu ih-ši-ha šarru-ut-su e-nu-ma a-na ki-rib Babili e-ru-bu sa-li-mi-iš
انگلیسیeternal seed of royalty whose rule Bel and Nabu love, in whose administration they rejoice in their heart. When I made my triumphal entrance into Babylon,
فارسیتخمهٔ جاودان شاهی که بل و نبو فرمانش را دوست میدارند و از حکومتش در دل شادند. چون با پیروزی به بابل درآمدم،
اکدی (آوانویسی)i-na ul-si ù ri-šá-a-tim i-na ekal ma-al-ki ar-ma-a šú-bat be-lu-tim iluMarduk belu rabu lib-bi ri-it-pa-šú šá mare Babili ú . . . an-ni-ma û-mi-šam a-še-'-a pa-la-ah-šú
انگلیسیI took up my lordly residence in the royal palace with joy and rejoicing; Marduk, the great lord, moved the noble heart of the residents of Babylon to me, while I gave daily attention to his worship.
فارسیبا شادی و سور در کاخ شاهی نشستم؛ مردوک، خداوند بزرگ، دل نژادهٔ باشندگان بابل را بهسویم گرداند، و من هر روز به پرستش او پرداختم.
اکدی (آوانویسی)um-ma-ni-ia rap-ša-tim i-na ki-rib Babili i-šá-ad-di-ha šú-ul-ma-niš nap-har mat [šu-me-ri] ù Akkadiki mu-gal-[l]i-tim ul ú-šar-ši
انگلیسیMy numerous troops marched peacefully into Babylon. In all Sumer and Akkad I permitted no enemy to enter.
فارسیسپاهیان بسیارم آسوده به بابل درآمدند. در همهٔ سومر و اکد هیچ دشمنی را راه ندادم.
اکدی (آوانویسی)dannat Babili ù kul-lat ma-ha-zi-šu i-na šà-li-im-tim aš-te-'-e mare Babi[li . . .] ki ma-la lib-[. . .]-ma ab-ša-a-ni la si-ma-ti-šu-nu šú-bat-su-un
انگلیسیThe needs of Babylon and of all its cities I gladly attended to. The people of Babylon [and . . .], and the shameful yoke was removed from them. Their dwellings,
فارسینیاز بابل و همهٔ شهرهایش را بهخوشی برآوردم. مردم بابل [و . . .]، و یوغ ننگین از گردنشان برداشته شد. خانههایشان،
اکدی (آوانویسی)an-hu-ut-su-un ú-pa-aš-ši-ha ú-šá-ap-ti-ir sa-ar-ba-šu-nu a-na ip-še-e-ti-[ia] iluMarduk belu rabu ú-ih-di-e-ma
انگلیسیwhich had fallen, I restored. I cleared out their ruins. Marduk, the great lord, rejoiced in my pious deeds, and
فارسیکه فروریخته بود، باز ساختم. ویرانههایشان را پاک کردم. مردوک، خداوند بزرگ، از کارهای پرهیزکارانهٔ من شاد شد، و
اکدی (آوانویسی)a-na ia-a-ti mKu-ra-aš šarru pa-li-ih-šu ù mKa-am-bu-zi-ia mari si-it lib-bi-[ia ù a]-na nap-har um-ma-ni-ia
انگلیسیgraciously blessed me, Cyrus, the king who worships him, and Cambyses, my own son, and all my troops,
فارسیمرا، کوروش شاهی که او را میپرستد، و کمبوجیه پسر خودم، و همهٔ سپاهیانم را بهنرمی برکت داد،
اکدی (آوانویسی)da-am-ki-iš ik-ru-ub-ma i-na ša-lim-tim ma-har-ša ta-bi-iš ni-it-ta-['-id i-lu-ti-šu] sir-ti nap-har šarri a-ši-ib parakke
انگلیسیwhile we, before him, joyously praised his exalted godhead. All the kings dwelling in palaces,
فارسیو ما پیش روی او با شادی الوهیت والایش را ستودیم. همهٔ شاهانی که در کاخها مینشینند،
اکدی (آوانویسی)ša ka-li-iš kib-ra-a-ta iš-tu tam-tim e-li-tim a-di tam-tim šap-li-tim a-ši-ib kul-[. . .] šar-ra-ni mati A-mur-ri-i a-ši-ib kuš-ta-ri ka-li-šu-un
انگلیسیof all the quarters of the earth, from the Upper to the Lower sea dwelling [. . .] all the kings of the Westland dwelling in tents
فارسیاز همهٔ گوشههای زمین، از دریای بالا تا دریای پایین [. . .] همهٔ شاهان مغربزمین که در خیمه میزیند
اکدی (آوانویسی)bi-lat-su-nu ka-bi-it-tim ú-bi-lu-nim-ma ki-ir-ba Babili ú-na-aš-ši-qu še-pu-ú-a iš-tu [. . .] a-di alu Aššurki ù Šu-šan ki
انگلیسیbrought me their heavy tribute, and in Babylon kissed my feet. From [. . .] to Asshur and Susa,
فارسیباج گران خود را آوردند و در بابل پایم را بوسیدند. از [. . .] تا آشور و شوش،
اکدی (آوانویسی)A-ga-deki mâtu Eš-nu-nak alu Za-am-ba-an alu Me-túr-nu Deriki a-di pa-at mât Qu-ti-i ma-ha-za [šá e-bir]-ti nâru Diqlat šá iš-tu ap-na-ma na-du-ú šú-bat-su-un
انگلیسیAgade, Eshnunak, Zamban, Meturnu, Deri, with the territory of the land of Qutu, the cities on the other side of the Tigris, whose sites were of ancient foundation—
فارسیآگاده، اشنونک، زامبان، متورنو، دِری، با قلمرو قوتو، شهرهای آن سوی دجله که بنیادشان کهن بود—
اکدی (آوانویسی)ilâni a-ši-ib lib-bi-šu-nu a-na aš-ri-šú-nu ú-tir-ma ú-šar-ma-a šú-bat da-er-a-ta kul-lat niše-šu-nu ú-pa-ah-hi-ra-am-ma ú-te-ir da-ád-mi-šu-un
انگلیسیthe gods, who resided in them, I brought back to their places, and caused them to dwell in a residence for all time. All their people I gathered and restored to their dwelling-places.
فارسیخدایانی را که در آنها میزیستند به جای خود بازگرداندم و در خانهای جاودان نشاندم. همهٔ مردمشان را گرد آوردم و به سکونتگاههایشان بازگرداندم.
اکدی (آوانویسی)ù ilâni mât šú-me-ri ù Akkadiki šá m, iluNabu-na'id a-na ug-ga-tim bel ilâni ú-še-ri-bi a-na ki-rib Babili i-na ki-bi-ti iluMarduk belu rabû i-na šá-li-im-tim
انگلیسیAnd the gods of Sumer and Akkad—whom Nabonidus, to the anger of the lord of the gods, had brought into Babylon—by the command of Marduk, the great lord,
فارسیو خدایان سومر و اکد را — که نبونئید به خشم خداوندِ خدایان به بابل آورده بود — به فرمان مردوک، خداوند بزرگ،
اکدی (آوانویسی)i-na maš-ta-ki-šu-nu ú-še-ši-ib šú-ba-at tu-ub lib-bi kul-la-ta ilâni ša ú-še-ri-bi a-na ki-ir-bi ma-ha-zi-šu-un
انگلیسیI caused them to take up their dwelling in residences that gladdened the heart. May all the gods, whom I brought into their cities,
فارسیدر خانههایی که دل را شاد میکند نشاندم. باشد که همهٔ خدایانی که به شهرهایشان بازگرداندم،
اکدی (آوانویسی)û-mi-ša-am ma-har iluBel ù iluNabu ša a-ra-ku ume-ia li-ta-mu-ú lit-taš-ka-ru a-ma-a-ta du-un-ki-ia ù a-na iluMarduk beli-ia li-iq-bu-ú ša mKu-ra-aš šarri pa-li-hi-ka u mKa-am-bu-zi-ia mari-šu
انگلیسیpray daily before Bêl and Nabû for long life for me, and may they speak a gracious word for me and say to Marduk, my lord, “May Cyrus, the king who worships you, and Cambyses, his son,
فارسیهر روز پیش بل و نبو برای درازی عمرم دعا کنند و سخنی نیک برایم بگویند و به مردوک، خداوند من، بگویند: «کوروش، شاهی که تو را میپرستد، و کمبوجیه پسرش،
اکدی (آوانویسی)da [ . . . ] ib-šu-nu lu-ú [ . . . ] ka-li-ši-na šú-ub-ti ni-ih-tim ú-še-ši-ib [ . . . ]
انگلیسیtheir [. . .] I permitted all to dwell in peace [. . .]
فارسیایشان را [. . .] همه را در آسایش جای دادم [. . .]
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
سطرهای ۳۷–۴۵ روی قطعهٔ ییل (NBC 2504)اند و در راجرز ۱۹۱۲ نیستند. ایرانیکا: بازسازی دیوار ایمگور-انلیل بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال؛ پایان هنوز ناقص است. ترجمهٔ فینکل ۲۰۱۳ حقنشر دارد و اینجا بازنشر نشده است.
متن اکدی ۴۵ سطر است (ایرانیکا): قطعهٔ A در لندن، قطعهٔ B در ییل. ویراست مرجع جاری فینکل ۲۰۱۳ است؛ ترجمهٔ او در کاتالوگ موزه آمده و اینجا بازنشر نشده چون حقنشر دارد. آنچه قانوناً سطر به سطر میآید راجرز ۱۹۱۲ است.
ترجمهٔ فینکل در کاتالوگ موزهٔ بریتانیاترجمهٔ علمی دیگر (کوگان/شادیگ) در Livius — بدون مجوز بازنشر
cyl-l01-03سطر ۱–۳آسیبدیده / ناقصآغاز کتیبه تقریباً بهتمامی شکسته است. ایرانیکا: سه سطر نخست تقریباً بهکلی از میان رفتهاند.
ترجمهای با مجوز باز برای این بند در دست نیست. خلاصهٔ ما و پیوند به ویراست فینکل / شادیگ.
cyl-l04-08سطر ۴–۸آسیبدیده / ناقصبه روایت کتیبه، مردوک از کارهای نبونئید — آخرین شاه کلدانی — شکایت میکند: آیینها تباه شده، نذور روزانه قطع گردیده، ترس از مردوک از میان رفته است.
ترجمهای با مجوز باز برای این بند در دست نیست. خلاصهٔ ما و پیوند به ویراست فینکل / شادیگ.
term: مردوک خدای شهر بابل است. کتیبه از زبان الهیات بابلی سخن میگوید، نه از زبان زرتشتی دربار پارس.
context: ایرانیکا (داندمایف ۱۹۹۳/۲۰۱۳، به هارماتا): متن در قالبی کهنگرا و الهامگرفته از الگوهای نواشوری، بهویژه کتیبههای آشوربانیپال که در بابل پیشنویس شدهاند. اتهام نبونئید بخشی از همان سنت مشروعیت است.
cyl-l09-19سطر ۹–۱۹مردوک در پی شاهی درستکار میگردد، کوروش شاه انشان را به نام میخواند، و بابل را بدون نبرد به او میسپارد. نبونئید تسلیم میشود.
او کوروش، شاه انشان، را به نام خواند و او را به خداوندی همهٔ جهان گماشت. … بدون نبرد و ستیز او را به درون بابل راه داد. شهرش بابل را از بلا نگاه داشت. نبونئید شاه را، که از او نمیترسید، به دست او سپرد.
term: انشان (انزان) مرکز ایلامی-پارسی در فارس است. کتیبه کوروش را «شاه شهر انشان» میخواند، نه «شاهنشاه ایران» به معنای امروزی.
alternative-reading: «بدون نبرد» ادعای خودِ کتیبه است. منابع بابلی دیگر (از جمله گزارشهای گاهشماری) نیز ورود کمخشونت را نقل کردهاند، اما این بهمعنای غیاب هرگونه زور سیاسی نیست.
cyl-l20-22سطر ۲۰–۲۲از اینجا متن به اولشخص کوروش برمیگردد: القاب شاه جهان، بابل، سومر و اکد، و تبار تا چیشپیش شاه انشان.
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشهٔ جهان؛ پسر کمبوجیه شاه بزرگ شاه شهر انشان؛ نوهٔ کوروش شاه بزرگ شاه شهر انشان؛ نبیرهٔ چیشپیش شاه بزرگ شاه شهر انشان.
term: القاب «شاه جهان / بابل / سومر و اکد / چهار گوشه» و تبار تا چیشپیش، شاهی را در زبان بابل مینشانند (ایرانیکا: خطوط ۲۰–۲۲). راجرز ۱۹۱۲ همین القاب را در قطعهٔ A دارد؛ ویراست فینکل ۲۰۱۳ مرجع جاری خط است.
cyl-l22-26سطر ۲۲–۲۶کوروش با شادی در کاخ مینشیند؛ سپاه آسوده وارد میشود؛ یوغ ننگین برداشته میشود و خانههای فروریخته بازسازی میگردند.
چون با پیروزی به بابل درآمدم، با شادی در کاخ شاهی نشستم. سپاهیان بسیارم آسوده به بابل درآمدند. در همهٔ سومر و اکد هیچ دشمنی را راه ندادم. نیاز بابل و همهٔ شهرهایش را بهخوشی برآوردم. مردم بابل [و . . .]، و یوغ ننگین از گردنشان برداشته شد. خانههایشان که فروریخته بود باز ساختم. ویرانههایشان را پاک کردم.
cyl-l26-30سطر ۲۶–۳۰مردوک کوروش و کمبوجیه را برکت میدهد. مشروعیت دینی شاهی، در ادامهٔ همان اعمالی که خانه و یوغ را نام برد.
ترجمهای با مجوز باز برای این بند در دست نیست. خلاصهٔ ما و پیوند به ویراست فینکل / شادیگ.
cyl-l30-36سطر ۳۰–۳۶آسیبدیده / ناقصبازسازی پرستشگاهها و بازگرداندن پیکرههای خدایان و مردمانی که جابهجا شده بودند به سکونتگاههایشان. ایرانیکا این را اجازهٔ بازگشت تبعیدیان به میهن میخواند. نام یهودا در متن نیست؛ بازگشت به خانه و آیین در خودِ سطرها هست.
از [. . .] تا آشور و شوش، آگاده، اشنونک، زامبان، متورنو، دِری، با قلمرو قوتو، شهرهای آن سوی دجله که بنیادشان کهن بود—خدایانی را که در آنها میزیستند به جای خود بازگرداندم و در خانهای جاودان نشاندم. همهٔ مردمشان را گرد آوردم و به سکونتگاههایشان بازگرداندم.
limit: بازگشت مردم به سکونتگاه و پیکرهها به پرستشگاه، اعادهٔ خانه و آیین است. نام یهودا در استوانه نیست؛ استدلال از همین سطرهاست.
limit: استوانه جیره و مزد را کمی نمیکند؛ آن ارقام در بایگانی بارو و خزانه است (ایرانیکا؛ هالوک ۱۹۶۹). آنچه اینجا ثبت شده بازگشت جماعتها به سکونتگاه است.
cyl-l36-45سطر ۳۶–۴۵آسیبدیده / ناقصقطعهٔ ییل: بازسازی دفاع بابل (دیوار ایمگور-انلیل) و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال. پایان متن ناقص است. ترجمهٔ مالکیت عمومی برای این قطعه در دست نیست.
ترجمهای با مجوز باز برای این بند در دست نیست. خلاصهٔ ما و پیوند به ویراست فینکل / شادیگ.
context: این سطرها روی قطعهٔ ییلاند و در ویراست راجرز ۱۹۱۲ نبودند. برای خوانش خطبهخط باید به فینکل ۲۰۱۳ یا شادیگ ۲۰۰۱ رجوع کرد — اینجا فقط خلاصه است.
term: ایرانیکا: بازسازی دفاع بابل و یافتن کتیبهای از آشوربانیپال در همین قطعه. ادامهٔ کتیبهٔ بنایی است. ترجمهٔ مالکیت عمومی برای قطعهٔ ییل در دست نیست.
از نظر تاریخی استوانه گزارش فتح و بازسازی بابل است با صدای مردوک و سپس صدای شاه. کاهنان آن را در سنت کتیبههای پینهاد نوشتند. همان گزارش، سطر به سطر، خانههای فروریخته، یوغ ننگین، بازگشت مردم به سکونتگاه، و بازگشت خدایان به پرستشگاه را نام میبرد.
تفسیر فلسفیاز منظر حقوق فردی: ورود آرام، برداشتن یوغ، بازسازی خانه، بازگشت به سکونتگاه و بازگرداندن آیین، به رسمیت شناختن مالکیت و آزادی در استوانه است — ثمرهٔ کار، امنیت مسکن، آزادی پرستش، و حد بر زور خودسر.
موضع این پروژه این است که استوانه حق مالکیت فردی و آزادی را به رسمیت میشناسد. این تفسیر است، نه شعار جدا از متن. هر بند زیر به سطر مشخص و نقل راجرز ۱۹۱۲ بسته است. واژهای که در استوانه نیست — از جمله نام یهودا — ساخته نشده است.
کوروش ورود خود را «با پیروزی» اما «آسوده» مینویسد و میگوید در همهٔ سومر و اکد دشمنی را راه نداده است. غارت، وحشت، و دستدرازی سپاه به مال مردم دقیقاً همان چیزی است که این سطرها نفی میکنند. امنیت تصرف، پیششرط مالکیت است.
eternal seed of royalty whose rule Bel and Nabu love, in whose administration they rejoice in their heart. When I made my triumphal entrance into Babylon,
تخمهٔ جاودان شاهی که بل و نبو فرمانش را دوست میدارند و از حکومتش در دل شادند. چون با پیروزی به بابل درآمدم،
My numerous troops marched peacefully into Babylon. In all Sumer and Akkad I permitted no enemy to enter.
سپاهیان بسیارم آسوده به بابل درآمدند. در همهٔ سومر و اکد هیچ دشمنی را راه ندادم.
نبونئید، به روایت کتیبه، مردم را «با بیگاری بیآسایش» تباه کرده بود. کوروش میگوید «یوغ ننگین» از گردن مردم بابل برداشته شد. بیگاری، گرفتن اجباری زمان و نیروی شخص است — نقیض آزادی پیشه و ثمرهٔ کار. برداشتن یوغ، به رسمیت شناختن همان آزادی است.
he showed hostility toward his city daily [. . .] his people; he brought all of them to ruin through servitude without rest.
هر روز با شهرش دشمنی کرد [. . .] مردمش را؛ همه را با بیگاری بیآسایش به تباهی کشاند.
The needs of Babylon and of all its cities I gladly attended to. The people of Babylon [and . . .], and the shameful yoke was removed from them. Their dwellings,
نیاز بابل و همهٔ شهرهایش را بهخوشی برآوردم. مردم بابل [و . . .]، و یوغ ننگین از گردنشان برداشته شد. خانههایشان،
سطر ۲۶ خانههای فروریخته را بازمیسازد و ویرانه را پاک میکند. خانه، ملموسترین شکل ملک است. شاهی که ویرانی خانهها را پایان میدهد، تصرف مسکونی را به رسمیت میشناسد — نه بهعنوان لطف مبهم، بلکه بهعنوان عمل مشخص روی «šubat» / dwellings.
which had fallen, I restored. I cleared out their ruins. Marduk, the great lord, rejoiced in my pious deeds, and
که فروریخته بود، باز ساختم. ویرانههایشان را پاک کردم. مردوک، خداوند بزرگ، از کارهای پرهیزکارانهٔ من شاد شد، و
از آشور و شوش تا شهرهای آن سوی دجله، کوروش مردم را گرد میآورد و به سکونتگاههایشان بازمیگرداند. تبعید، سلب سرزمین و خانه است. بازگشت به «da-ád-mi» / dwelling-places، اعادهٔ همان ملک است. نام یهودا در متن نیست؛ ادعای ما از همین سطرهای نامبرده است، نه از کتاب مقدس.
brought me their heavy tribute, and in Babylon kissed my feet. From [. . .] to Asshur and Susa,
باج گران خود را آوردند و در بابل پایم را بوسیدند. از [. . .] تا آشور و شوش،
the gods, who resided in them, I brought back to their places, and caused them to dwell in a residence for all time. All their people I gathered and restored to their dwelling-places.
خدایانی را که در آنها میزیستند به جای خود بازگرداندم و در خانهای جاودان نشاندم. همهٔ مردمشان را گرد آوردم و به سکونتگاههایشان بازگرداندم.
خدایانی که نبونئید بهزور به بابل آورده بود به پرستشگاه خود بازمیگردند. آزادی آیین یعنی جماعت بتواند خدای خود را در جای خود بپرستد، نه در اسارتِ مرکز. این سطرها همان آزادی را ثبت میکنند.
And the gods of Sumer and Akkad—whom Nabonidus, to the anger of the lord of the gods, had brought into Babylon—by the command of Marduk, the great lord,
و خدایان سومر و اکد را — که نبونئید به خشم خداوندِ خدایان به بابل آورده بود — به فرمان مردوک، خداوند بزرگ،
I caused them to take up their dwelling in residences that gladdened the heart. May all the gods, whom I brought into their cities,
در خانههایی که دل را شاد میکند نشاندم. باشد که همهٔ خدایانی که به شهرهایشان بازگرداندم،
برای اقتصاد جاری هخامنشی — جیره، نقره، kurtaš — باید سراغ بایگانی بارو و خزانهٔ تختجمشید رفت. آن الواح دستگاه توشهٔ شاهیاند. استوانه چیز دیگری است: اعلام حد بر غارت، بیگاری، تبعید آیین و سلب خانه.
نمایشگاههای سدهٔ بیستم و برخی انتشارات ایرانی متن را نیای منشور حقوق بشر خواندهاند. آن عنوان معنای فرهنگی امروز است. متنی که چاپ میکنیم راجرز ۱۹۱۲ است: خانههای بازسازیشده، یوغ برداشته، مردم و خدایان بازگشته. تفسیر فلسفی ما از همان سطرها آغاز میشود.
چارچوب فلسفی این پروژه مالکیت فردی در برابر قدرت خودسر است. روی استوانه این چارچوب پرسش تهی نیست: سطرهای ۲۲–۳۴ همان استدلالاند — نه غارت، نه بیگاری بیآسایش، خانههای بازسازیشده، مردم بازگشته، آیین بازگشته.
The British Museum. The Cyrus Cylinder (museum number 90920)
The British Museum
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Object identity BM 90920; fired clay; Rassam; Amran/Babylon; length 21.90–22.80 cm; max diameter 10 cm; Babylonian cuneiform; incomplete foundation cylinder after 539 BC; Finkel translation exists on the page but is not reproduced here.
verified · https://www.britishmuseum.org/collection/object/W_1880-0617-1941
Muhammad A. Dandamayev. Cyrus iv. The Cyrus cylinder (1993)
Encyclopaedia Iranica, Vol. VI, fasc. 5, pp. 521–522 (updated 2013-07-26)
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: 1879 Rassam foundation deposit at the Marduk temple; Yale fragment lines 36–45 (Berger); 45-line Akkadian building inscription composed in Marduk’s priesthood; contents outline by line-range; not a complete text.
Irving L. Finkel (ed.). The Cyrus Cylinder: The King of Persia’s Proclamation from Ancient Babylon (2013)
I.B. Tauris, London
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Bibliographic existence of the 2013 BM scholarly edition; BM catalog calls it the definitive account of the text. Full running translation is not used.
partial · https://www.britishmuseum.org/collection/term/BIB10074
CAIS / K. C. Hanson reproducing Rogers via Ahlström. Cyrus the Great’ Cylinder — Transliteration & Translation of the Text (1998)
Circle of Ancient Iranian Studies
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Documents a widely circulated Rogers-derived presentation of lines 1–36 and a popular “first charter of human rights” framing. Fact-box errors (Nineveh; 23×11 cm) are not followed.
verified · https://www.cais-soas.com/CAIS/History/hakhamaneshian/Cyrus-the-great/cyrus_cylinder_complete.htm
Robert William Rogers. Cuneiform Parallels to the Old Testament (1912)
Eaton & Mains, New York / Oxford University Press, London
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Public-domain English translation of fragment A (pp. 380–384 as commonly cited). Does not include the Yale fragment. Line readings are those of 1912.
verified · https://archive.org/details/cuneiformparalle00rogerich
Jona Lendering (page); translation based on Mordechai Cogan, adapted to Schaudig with Bert van der Spek. Cyrus Cylinder Translation (2003)
Livius.org; underlying edition Hallo & Younger, Context of Scripture II
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Existence of a modern scholarly English aligned to Schaudig. No reuse license stated — linked, not copied.
verified · https://www.livius.org/sources/content/cyrus-cylinder/cyrus-cylinder-translation/
Persepolis Administrative Archives (2017)
Encyclopaedia Iranica
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Names the Fortification and Treasury archives as two groups of administrative clay tablets, fragments, and sealings from Persepolis agencies.
verified · https://www.iranicaonline.org/articles/persepolis-admin-archive/
Muhammad A. Dandamayev. Persepolis Elamite Tablets (2002)
Encyclopaedia Iranica (updated 2012-11-08)
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: PF 509–494 BCE (Hallock); PT 492–458 BCE (Cameron); rations and silver to kurtaš; royal taxes and royal-economy administration; large unpublished remainder.
verified · https://www.iranicaonline.org/articles/persepolis-elamite-tablets/
C. B. F. Walker. A Recently Identified Fragment of the Cyrus Cylinder (1972)
Iran 10, pp. 158–59
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Cited by BM and Iranica for findspot and foundation-deposit character. Article itself not opened this pass.
inaccessible
P.-R. Berger. Der Kyros-Zylinder mit dem Zusatzfragment BIN II Nr. 32 (1975)
Zeitschrift für Assyriologie 64, pp. 192–234
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Identification of the Yale fragment (Nies & Keiser no. 32 / BIN II 32) as lines 36–45 — via Iranica, not via ZA 64 itself.
inaccessible
Amélie Kuhrt. The Cyrus Cylinder and Achaemenid Imperial Policy (1983)
Journal for the Study of the Old Testament 25, pp. 83–97
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Listed by Iranica/BM as the standard discussion of imperial policy vs unique edict. Full text not opened; popular “first charter” claim is treated as disputed, not refuted from this PDF.
inaccessible
Hanspeter Schaudig. Die Inschriften Nabonids von Babylon und Kyros’ des Großen (2001)
Ugarit-Verlag, Münster
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Existence of a standard Assyriological edition used by later translations (Livius/Cogan adaptation). Line readings not taken from this book this pass.
inaccessible
Daderot. Cyrus Cylinder, Babylon, Iraq, mid 500s BC, cuneiform on clay — British Museum — DSC01316 (2024)
Wikimedia Commons
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Authentic photograph of the object in the British Museum, reusable under CC0 1.0, dated 21 May 2024, own work.
@artfletch. The Cyrus Cylinder (photogrammetry) (2024)
Sketchfab
چه ادعایی را پشتیبانی میکند: Photogrammetry of the actual BM 90920 in the museum case (159 photos, November 2024, Reality Capture). CC BY 4.0. Not an official British Museum scan.
verified · https://sketchfab.com/3d-models/the-cyrus-cylinder-f8d0a48f63f44bb49323b623853f6592