پرش به محتوا
تاریخ ایران

اشکانیان · ارد دوم · سورنا

نبرد حران (۵۳ پ.م.)

در یک بعدازظهر بهاری سال ۵۳ پیش از میلاد، در دشتی بی‌درخت جنوب حران، ده هزار سوار پارتی سپاهی چهار برابر خود را از میان برداشتند. فرماندهشان سرداری کمتر از سی ساله بود که نام شخصی‌اش را هم نمی‌دانیم؛ تنها نام خاندانش، سورن، مانده است. مارکوس لیکینیوس کراسوس، ثروتمندترین مرد روم، پسرش، سپاهش و سرانجام جانش را از دست داد.

این صفحه نبرد را گام‌به‌گام، تنها با آنچه منابع می‌گویند، دنبال می‌کند. هر جا شمار یا انگیزه‌ای محل بحث است، آن را نشان می‌دهیم.

تاریخ
۶ مه ۵۳ پ.م.
جا
جنوب حران، کنار بلیخ
فرماندهان
سورنا · کراسوس
نسبت
حدود ۱ به ۴

English

نبرد، گام‌به‌گام

یازده گام، از راه بیابان تا کوه‌های سیناکا. پخش کنید، یا با دکمه‌ها و کلیدهای پیکان گام‌به‌گام پیش بروید. هر گام می‌گوید روایتش قطعی، محتمل یا محل بحث است.

نبرد حران — راه بیابان: کراسوس به راهنمایی آریامنس از فرات دور شد و در دشتی بی‌آب به سوی بلیخ رفت.تپه‌های سیناکاتپهٔ شنیرود بلیخحَرّان (کارهه)از فرات ↑شماللژیون‌ها در مربعزره‌پوشکماندار سوارشتر تیرپیادهٔ رومیسوار گل
نبرد حران · ۵۳ پ.م.۱. راه بیابان۶ مه ۵۳ پ.م.، بامداد۱ / ۱۱
کراسوس به راهنمایی آریامنس از فرات دور شد و در دشتی بی‌آب به سوی بلیخ رفت.نمودار طرح‌وار؛ جای یگان‌ها ترتیب رویدادها را نشان می‌دهد نه زمین نقشه‌برداری‌شده را · منبع اصلی: پلوتارک، کراسوس

گام ۱ / ۱۱ · ۶ مه ۵۳ پ.م.، بامداد · محتمل

راه بیابان

کراسوس پیشنهاد آرتاوازد، شاه ارمنستان، را رد کرد که از راه کوهستان بیاید؛ کوه برای سوارهٔ پارتی جای خوبی نبود. او به راهنمایی یک فرمانروای عرب، که پلوتارک او را آریامنس می‌نامد و پژوهشگران معمولاً همان اَبگار، فرمانروای اُسروئنه، می‌دانند، از کنار فرات به دل دشت رفت. پلوتارک دشت را «دریایی از شن» می‌خواند: نه درختی، نه آبی، نه سبزه‌ای.

اینکه آریامنس/ابگار عمداً رومیان را به دام برد، تنها ادعای پلوتارک است؛ شهبازی (ایرانیکا) خیانت او را ثابت‌نشده می‌داند.

منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

نسخهٔ ویدیویی (۱۲۸۰×۷۲۰): MP4 · WebM · GIF سبک (۶۴۰ پیکسل، برای اشتراک) · GIF کامل (۱۲۸۰، حدود ۸ مگابایت)

“For the Parthians do not encourage themselves to war with cornets and trumpets, but with a kind of kettle-drum, which they strike all at once in various quarters. With these they make a dead hollow noise like the bellowing of beasts, mixed with sounds resembling thunder”

«پارتیان با بوق و شیپور خود را برای جنگ برنمی‌انگیزند، بلکه با گونه‌ای طبل که همه با هم از هر سو بر آن می‌کوبند. با آن صدایی خفه و توخالی مانند نعرهٔ جانوران می‌سازند، آمیخته با بانگی چون تندر»

Plutarch, Crassus 23 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

“but when they presently understood that there were numerous camels loaded with arrows, and that when the first ranks had discharged those they had, they wheeled off and took more, Crassus seeing no end of it, was out of all heart”

«اما چون دریافتند شترهای بسیاری بار تیر دارند و صف‌های نخست پس از انداختن تیرهایشان دور می‌زنند و تیر بیشتر برمی‌دارند، کراسوس که پایانی نمی‌دید، یکسره دل باخت»

Plutarch, Crassus 25 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

نقشهٔ لشکرکشی

کراسوس از زئوگما گذشت و راه بیابان را برگزید؛ ارد خود به ارمنستان تاخت تا آرتاوازد نتواند یاری کند؛ سورنا با سواره در میان‌رودان ماند. اسیران را به مرو، در آن سوی ایران، بردند. مسیرها طرح‌وارند.

۵۳ پ.م. · کراسوس از فرات می‌گذرد۵۳ پ.م. · ارد به ارمنستان می‌تازد۵۳ پ.م. · سورنا در میان‌رودان۵۳ پ.م. · راهنمای عرب: اَبگار اُسروئنه۵۳ پ.م. · نبرد حران۵۳ پ.م. · مرگ کراسوس۵۳ پ.م. · سر کراسوس در جشن عروسی۵۳ پ.م. · اسیران به مرواوایل مه ۵۳ پ.م.
مسیرها طرح ویراستاری و تقریبی‌اند، نه ردّ دقیق جغرافیایی. خطوط ساحلی: Natural Earth (مالکیت عمومی).

لشکرکشیاوایل مه ۵۳ پ.م.۱ از ۸

کراسوس از فرات می‌گذرد

مارکوس لیکینیوس کراسوس، فرماندار سوریه و یکی از سه‌گانهٔ فرمانروای روم، با هفت لژیون، حدود چهار هزار سوار و چهار هزار پیادهٔ سبک‌اسلحه در زئوگما از فرات گذشت. هدفش سلوکیه بود. شاه ارمنستان پیشنهاد کرده بود از راه کوهستانی ارمنستان بیاید؛ کراسوس راه بیابان را برگزید.

میزان قطعیت: محتملشمار سپاه کراسوس محل بحث است: ایرانیکا (شهبازی) حدود ۴۲ هزار؛ فلوروس از یازده لژیون می‌گوید.

منابع: Plutarch, tr. J. Dryden, rev. A. H. Clough, 1864 · A. Sh. Shahbazi, Encyclopaedia Iranica, 1990, updated 2013 · Cassius Dio, tr. E. Cary, 1914–1927

نبردلشکرکشیساخت‌وسازاداره و اقتصاددینکلیدهای جهت‌نما، Home/End و فاصله کار می‌کنند.

دو سپاه: شمارها و اختلاف‌ها

روم: کراسوس

روم
یگانشمارمنبع
پیادهٔ سنگین۷ لژیون؛ حدود ۳۴٬۰۰۰⚠ فلوروس از یازده لژیون می‌گوید.پلوتارک ۲۰؛ برآورد ایرانیکا
سوارهکمی کمتر از ۴٬۰۰۰؛ از جمله ۱٬۰۰۰ سوار گلپلوتارک ۲۰ و ۲۵
پیادهٔ سبکحدود ۴٬۰۰۰پلوتارک ۲۰
ارمنستان (در میدان نبود)۶٬۰۰۰ سوار آمد؛ ۱۰٬۰۰۰ زره‌پوش و ۳۰٬۰۰۰ پیاده وعده داده شدپلوتارک ۱۹
متحدان عرب و اسروئنهشمار نامعلوم؛ میدان را ترک کردند⚠ خیانت عمدی ثابت نشده است.پلوتارک ۲۱–۲۲؛ ایرانیکا
کشته‌ها۲۰٬۰۰۰پلوتارک ۳۱ («گفته می‌شود»)
اسیران۱۰٬۰۰۰، به مرو برده شدندپلوتارک ۳۱؛ پلینی ۶.۴۷
بازگشتگان به سوریهحدود ۱۰٬۰۰۰، از جمله کاسیوس با ۵۰۰ سوارایرانیکا (به پیروی از گونتر)؛ پلوتارک ۲۹

پارت: سورنا

پارت
یگانشمارمنبع
زره‌پوشان (کاتافرکت)حدود ۱٬۰۰۰پلوتارک ۲۱ («هزار سوار تمام‌زره»)؛ ایرانیکا
کمانداران سوارحدود ۹٬۰۰۰⚠ پلوتارک تنها شمار همراهان سورنا را می‌دهد، نه سپاه میدان را.بازسازی ایرانیکا از «دست‌کم ده هزار سوار» پلوتارک
شترهای بار تیرحدود ۱٬۰۰۰ایرانیکا؛ پلوتارک ۲۱ و ۲۵

همهٔ شمارها از منابع رومی یا بازسازی‌های امروزی است؛ هیچ گزارش پارتی از نبرد بر جا نمانده است. نسبت یک به چهار (شهبازی) از همین رقم‌ها برآمده است.

منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi · Florus · Pliny the Elder

چرا پارتیان پیروز شدند؟

کمان: تیری که زره را می‌شکافت

شواهد تاریخی

پلوتارک می‌گوید تیرها «از کمان‌های سخت‌کشیده» می‌آمد، از سلاح و هر پوششی، سخت یا نرم، می‌گذشت و دست سربازان را به سپرشان و پایشان را به زمین می‌دوخت.

تفسیر فلسفی برداشت پژوهشگران

پژوهشگران امروزی این نیرو را به کمان مرکب نسبت می‌دهند: کمانی از چوب، شاخ و پی که در اندازه‌ای کوتاه، مناسب سوار، کششی بسیار نگه می‌دارد. پلوتارک نام ساخت کمان را نمی‌برد؛ این توضیح امروزی است.

منابع: Plutarch · N. L. Overtoom

تدارک: هزار شتر پر از تیر

شواهد تاریخی

پلوتارک: کمانداران پس از خالی کردن ترکش «دور می‌زدند و تیر بیشتر برمی‌داشتند» و رومیان دیدند شترهای بسیاری بار تیر دارند. ایرانیکا شمار شترها را حدود هزار می‌گذارد.

تفسیر فلسفی برداشت پژوهشگران

شهبازی از تارن نقل می‌کند که کماندار بی‌تیر بی‌فایده است، و تکیهٔ سورنا بر سواره را به تعبیر مومسن «اندیشه‌ای درخشان» می‌خواند. به گفتهٔ ایرانیکا، پیش از سورنا کسی تدارک پیوستهٔ تیر را در میدان سامان نداده بود. همین بود که امید رومیان به «تمام شدن تیرها» را بر باد داد.

منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

تحرک در برابر پیادهٔ سنگین

شواهد تاریخی

پلوتارک: اگر رومیان در صف می‌ماندند زخمی می‌شدند و اگر یورش می‌بردند، دشمن «در حال گریز تیر می‌انداخت». زره‌پوشان صف را نگه می‌داشتند تا رومیان پراکنده نشوند.

تفسیر فلسفی برداشت پژوهشگران

مربع رومی در برابر یورش سواره امن بود، اما در برابر تیر هدفی فشرده بود. ترکیب زره‌پوش و کماندار، رومیان را میان دو بد گیر انداخت: پراکنده شدن در برابر نیزه یا فشرده ماندن در برابر تیر. سواره و پیادهٔ سبک رومی کم‌تر از آن بودند که این گره را باز کنند.

منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

فرماندهی سورنا

شواهد تاریخی

پلوتارک می‌گوید سورنا هنوز سی ساله نبود، اما به خرد و زیرکی نامدار بود و «با همین ویژگی‌ها» کراسوس را شکست داد. او سپاه را پنهان کرد، با طبل ترساند، با یورش نمایشی حلقه زد و پوبلیوس را با گریز ساختگی از پدرش جدا کرد.

تفسیر فلسفی برداشت پژوهشگران

در برابر، رومیان پیشنهاد کوهستان را رد کردند، به راهنمایی ناآشنا تکیه کردند و کنار بلیخ نماندند. شهبازی می‌گوید گرمای «ژوئن» در روایت‌ها بیش از اندازه بزرگ شده، چون تاریخ تقویم رومی با فصل واقعی جور نبود؛ نبرد در واقع در اوایل مه بود.

منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

پیامدها

  1. مه ۵۳ پ.م.

    مرگ کراسوس

    پلوتارک می‌گوید کراسوس را پارتی‌ای به نام پوماخسرس کشت؛ یا به روایتی دیگر، پوماخسرس تنها سر و دست راست او را برید. خودش می‌افزاید که این «حدس است نه دانش قطعی». ایرانیکا یادآوری می‌کند که بریدن سر و دست، کیفر پیمان‌شکنان در نزد پارتیان بود.

    “Crassus was killed by a Parthian, called Pomaxathres; others say, by a different man, and that Pomaxathres only cut off his head and right hand after he had fallen. But this is conjecture rather than certain knowledge, for those that were by had not leisure to observe particulars, and were either killed fighting about Crassus, or ran off at once to get to their comrades on the hill.”

    «کراسوس را پارتی‌ای به نام پوماخسرس کشت؛ دیگران می‌گویند مردی دیگر، و پوماخسرس تنها پس از افتادنش سر و دست راستش را برید. اما این حدس است نه دانش قطعی، چون حاضران فرصت دیدن جزئیات نداشتند و یا در جنگ گرد کراسوس کشته شدند یا بی‌درنگ به سوی یارانشان بر تپه گریختند.»

    Plutarch, Crassus 31 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

    منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

  2. مه ۵۳ پ.م.

    بهای شکست

    پلوتارک رقم مشهور را می‌دهد، اما با «گفته می‌شود». شهبازی، به پیروی از گونتر، می‌گوید حدود ده هزار تن به سوریه بازگشتند. تارن آن را «یکی از بدترین بلاهایی» می‌خواند که سپاه روم دید.

    “It is generally said, that in all twenty thousand men were slain, and ten thousand taken prisoners.”

    «عموماً گفته می‌شود که روی هم بیست هزار تن کشته و ده هزار تن اسیر شدند.»

    Plutarch, Crassus 31 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

    منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

  3. تابستان ۵۳ پ.م.

    پیروزی‌نمایی ریشخندآمیز در سلوکیه

    به گفتهٔ پلوتارک، سورنا اسیری به نام گایوس پاکیانوس را که بیش از همه به کراسوس می‌مانست، با جامهٔ زنانه بر اسب نشاند و او را «کراسوس» و «فرمانده» خواند؛ پیشاپیش او شیپورزنان و لیکتورها سوار بر شتر می‌رفتند و زنان آوازخوان سلوکیه سرودهای ریشخندآمیز می‌خواندند.

    منابع: Plutarch

  4. تابستان ۵۳ پ.م.

    سرِ کراسوس و «باکخای» در دربار ارمنستان

    ارد و آرتاوازد آشتی کرده بودند و پاکر، پسر ارد، با خواهر شاه ارمنستان نامزد شده بود. پلوتارک می‌گوید ارد با زبان و ادب یونانی آشنا بود و آرتاوازد خود تراژدی می‌نوشت. وقتی سر کراسوس رسید، بازیگری یونانی به نام یاسون، اهل ترالس، صحنهٔ آگاوه را از «باکخای» اوریپید می‌خواند؛ صحنه‌ای که مادری سر بریدهٔ پسرش را در جنون شکار می‌پندارد.

    “When the head of Crassus was brought to the door, the tables were just taken away, and one Jason, a tragic actor, of the town of Tralles, was singing the scene in the Bacchae of Euripides concerning Agave. He was receiving much applause, when Sillaces coming to the room, and having made obeisance to the king, threw down the head of Crassus into the midst of the company.”

    «وقتی سر کراسوس را به در آوردند، خوان را تازه برچیده بودند و یاسون نامی، بازیگر تراژدی از شهر ترالس، صحنهٔ آگاوه را از باکخای اوریپید می‌خواند. او تشویق بسیار می‌شنید که سیلاکس به تالار آمد، به شاه کرنش کرد و سر کراسوس را در میان جمع انداخت.»

    Plutarch, Crassus 33 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

    منابع: Plutarch · M. J. Olbrycht

  5. حدود ۵۳/۵۲ پ.م.

    اعدام سورنا

    چندی بعد ارد سورنا را کشت. پلوتارک انگیزه را رشک می‌داند؛ اولبریخت (ایرانیکا) می‌گوید شاه احتمالاً می‌خواست خود را از دست خاندانی آزاد کند که او را بر تخت نشانده بود. تاریخ و جای اعدام ثبت نشده است.

    “Surena not long after was put to death by Hyrodes, out of mere envy to his glory”

    «سورنا چندی بعد به دست ارد کشته شد، تنها از رشک به شکوهش»

    Plutarch, Crassus 33 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

    منابع: Plutarch · M. J. Olbrycht

  6. پس از ۵۳ پ.م.

    ده هزار اسیر در مرو

    پلینی می‌گوید اسیران سپاه کراسوس به مرغیانه (مرو) برده شدند، در آن سوی ایران و نزدیک دو هزار کیلومتر دور از میدان. سرنوشت بعدی‌شان را نمی‌دانیم.

    منابع: Pliny the Elder · A. Sh. Shahbazi

  7. ۲۰ پ.م.

    بازگشت درفش‌ها

    سی و سه سال بعد، فرهاد چهارم درفش‌ها و اسیرانی را که از سپاه کراسوس و آنتونیوس مانده بودند، در پیمانی دیپلماتیک به آگوستوس پس داد. آگوستوس آن را در کارنامه‌اش پیروزی شمرد و درفش‌ها را در پرستشگاه مارس انتقام‌گیر نهاد.

    “I compelled the Parthians to return to me the spoils and standards of three Roman armies, and as suppliants to seek the friendship of the Roman people. Furthermore I placed those standards in the sanctuary of the temple of Mars Ultor.”

    «پارتیان را واداشتم غنیمت‌ها و درفش‌های سه سپاه رومی را به من بازگردانند و همچون خواهندگان، دوستی مردم روم را بجویند. آن درفش‌ها را نیز در پرستشگاه مارس انتقام‌گیر نهادم.»

    Res Gestae 29 · Augustus · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

    منابع: Augustus · M. J. Olbrycht

تفسیر فلسفی

از دریچهٔ آزادی و مالکیت: ثروت کراسوس و بهای جنگ

کراسوس ثروتمندترین مرد روم بود و پلوتارک نشان می‌دهد این ثروت از کجا آمد: از خرید ارزان دارایی کسانی که سولا فهرست‌شان کرده و کشته بود، و از خرید خانه‌هایی که در آتش می‌سوختند و صاحبانشان «تقریباً به هیچ» می‌فروختند. ثروتی که از گرفتاری دیگران و از قدرت دولتی ساخته شده بود، به دنبال افتخار نظامی رفت.

او به گفتهٔ پلوتارک می‌گفت کسی که نتواند با پول خودش سپاهی نگه دارد ثروتمند نیست. چیچرو، به نقل ایرانیکا، می‌گفت این جنگ «هیچ سببی» نداشت؛ پارت به روم نتاخته بود. بهای این جاه‌طلبی را سی هزار سرباز با جانشان یا آزادی‌شان پرداختند. در سوی دیگر هم، سرداری که پیروز شد، به دست شاه خود کشته شد. نه حق مالکیت شهروند رومی در برابر سولا امن بود، نه جان سردار پارتی در برابر رشک شاه.

“he made it his practice to buy houses that were on fire, and those in the neighborhood, which, in the immediate danger and uncertainty, the proprietors were willing to part with for little, or nothing; so that the greatest part of Rome, at one time or other, came into his hands.”

«عادتش این بود که خانه‌های در آتش و خانه‌های همسایه‌شان را بخرد؛ خانه‌هایی که صاحبانشان در آن خطر و سردرگمی، به اندک یا هیچ واگذار می‌کردند. چنین شد که بیشتر رم، زمانی یا زمانی دیگر، به دست او افتاد.»

Plutarch, Crassus 2 · Plutarch · ترجمهٔ فارسی از ماست؛ متن اصلی از ترجمهٔ انگلیسی درایدن–کلاف.

منابع: Plutarch · A. Sh. Shahbazi

منابع و تاریخ‌نگاری

همهٔ روایت‌های پیوسته از نبرد رومی‌اند. پلوتارک، که حدود ۱۵۰ سال بعد می‌نوشت، کامل‌ترین گزارش را دارد و روایتش باید سرانجام به گزارش بازماندگان برگردد. دیو کاسیوس (سدهٔ سوم میلادی) و فلوروس کوتاه‌ترند و همان چارچوب را دارند. هیچ گزارش پارتی بر جا نمانده؛ صدای ایرانی تنها از راه دشمن به ما رسیده است.

از این رو در این صفحه سه لایه را جدا نگه می‌داریم: آنچه منابع می‌گویند (با نقل مستقیم از ترجمهٔ درایدن–کلاف)، آنچه پژوهشگران امروزی از آن برداشت می‌کنند (شهبازی، اولبریخت، دبووآز، تارن)، و آنچه نبرد برای امروز معنا می‌دهد. کینهٔ پلوتارک به سورنا و ریشخندش به «زنانگی» او بخشی از نگاه یونانی–رومی به «بربر» است و باید با احتیاط خوانده شود.

منابع: Plutarch · Cassius Dio · Florus · A. Sh. Shahbazi · N. C. Debevoise

افسانه‌ها، نه تاریخ

کتاب‌شناسی

  1. Plutarch, tr. J. Dryden, rev. A. H. Clough, Life of Crassus, chs. 16–33 (1864) · پیوند

    پیوسته‌ترین روایت حران؛ به گفتهٔ ایرانیکا (شهبازی) بر پایهٔ گزارش شاهدی ناشناس، شاید یونانی‌مآبی میان‌رودانی.

  2. A. Sh. Shahbazi, Encyclopaedia Iranica, Carrhae (1990, updated 2013) · پیوند
  3. M. J. Olbrycht, Encyclopaedia Iranica, Orodes II (2021) · پیوند
  4. M. J. Olbrycht, Encyclopaedia Iranica, Phraates IV (2021) · پیوند
  5. Cassius Dio, tr. E. Cary, Roman History 36.1–3, 37.5–7, 39.56, 40.12–30, 48.24–41, 49.19–33, 54.8, 55.10 (1914–1927)
  6. Florus, tr. E. S. Forster, Epitome of Roman History 1.46, 2.19–20 (1929)
  7. Pliny the Elder, tr. J. Bostock & H. T. Riley, Natural History 6.18 (6.47): Margiana (1855)
  8. Augustus, tr. T. Bushnell, Res Gestae Divi Augusti (The Deeds of the Divine Augustus) §§ 27, 29, 32–33 (1998) · پیوند

    گزارش خود آگوستوس از کارهایش؛ تبلیغ رسمی، نه روایت بی‌طرف.

  9. N. C. Debevoise, A Political History of Parthia (1938)
  10. N. L. Overtoom, Reign of Arrows: The Rise of the Parthian Empire in the Hellenistic Middle East (2020)
  11. T. S. Kawami, Monumental Art of the Parthian Period in Iran (Acta Iranica 26) (1987)
  12. H. H. Dubs, A Roman City in Ancient China (1957)

    خاستگاه نظریهٔ «رومیان لیچیان»؛ نظریه‌ای مدرن که در منابع باستانی نیست.

ارد دوم، شاه روزگار حرانفرهاد چهارم و بازگشت درفش‌هادودمان اشکانی