بیستون
کوهی در کرمانشاه که از نئاندرتالها تا داریوش، از هرکول سلوکی تا فرهادِ افسانه و وزیر صفوی، هر دوره نشانی بر آن گذاشته است؛ و کتیبهٔ سهزبانهٔ آن کلید خواندن خط میخی شد.
- استان
- کرمانشاه
- کتیبهٔ داریوش
- ح. ۵۲۰ پ.م.
- زبانها
- پارسی باستان، ایلامی، بابلی
- میراث جهانی
- ۲۰۰۶ م.
جایگاه بر نقشه
34.3883° N, 47.4367° E — مختصات تقریبی نقش داریوش
نقشهٔ بزرگتر در OpenStreetMap© OpenStreetMap contributors (ODbL)
جایگاه و نام
کوه بیستون در رشتهکوه زاگرس، حدود ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه، بر سر راه باستانیای است که دشت میانرودان را به فلات ایران و همدان (اکباتان) میپیوست؛ همان راهی که بعدها «جادهٔ خراسان بزرگ» نام گرفت. چشمهها و دشت پای کوه، اینجا را از دیرباز منزلگاه کاروانها و لشکرها کرده است.
نام پارسی باستان آن را معمولاً *bagastāna «جایگاه خدایان» بازسازی میکنند؛ دیودور سیسیلی آن را Bagistanon مینامد. جغرافیدانان مسلمان آن را «بهستون/بهیستون» نوشتهاند (گویی «با ستونهای نیک») و صورت امروزی «بیستون» (گویی «بیستون») دگرگونی عامیانهٔ همان است (Schmitt، ایرانیکا).
پیش از تاریخ: غار بیستون
پارینهسنگی میانه
کهنترین نشان آدمی در بیستون یافتههای پارینهسنگی غاری کنار چشمه است که کارلتون کون در ۱۹۴۹ کاوید. ابزارهای سنگی آن از سنت موستری (پارینهسنگی میانه) شمرده میشود و پژوهشهای بعدی یک استخوان انسانی آن را به نئاندرتال نسبت دادهاند (این نسبت را با منابع تخصصی باید سنجید). پس از آن، نشانههای یک سکونتگاه هزارهٔ دوم پ.م. و دژی که «دژ مادی» نام گرفته است دیده میشود؛ برخی آن را همان دژ سیکَیَووَتیش میدانند که داریوش در آن گئوماتا را کشت.
نقش و کتیبهٔ داریوش
ح. ۵۲۰–۵۱۸ پ.م.
داریوش بزرگ پس از سرکوب شورشهای سالهای ۵۲۲–۵۲۱ پ.م.، بر صخرهای بلند و دسترسناپذیر بالای جاده، نقش برجستهای کند: خود او پای بر گئوماتای مغ نهاده، نُه «شاه دروغین» دستبسته و با بند گردن در برابرش ایستادهاند، دو ملازم پشت سر او هستند و پیکری بالدار بر فراز صحنه است که بیشتر آن را اهورامزدا میدانند (هرچند این شناسایی محل بحث است). بعدها پیکر دهم، سکونخای سکایی، با کلاه نوکتیز افزوده شد.
متن، سه زبانه است: ایلامی، بابلی (اکدی) و پارسی باستان. ترتیب نگارش و جایبهجایی متن ایلامی نشان میدهد که نقش و نوشته در چند مرحله کار شده است. ستون پنجم پارسی، که از سالهای دوم و سوم پادشاهی سخن میگوید، بعدتر افزوده شد. خود نقش حدود ۳ متر بلندی و ۵٫۵ متر درازا دارد و حدود ۶۶ متر بالاتر از چشمههای دشت کنده شده است (Schmitt، ایرانیکا). به گفتهٔ لوشای، متن ایلامی کهنترین است و خط پارسی باستان پس از پایان نقش، حدود ۵۲۰ پ.م.، پدید آمد. رونوشتی از خود نقش هم در بابل برپا شده بود.
بیستون نخستین «بیانیهٔ مشروعیت» بلندِ ایران است. داریوش حق خود را بر نسب، بر خواست اهورامزدا و بر مبارزه با «دروغ» بنا میکند. از دید آزادی، مهم این است که پادشاه لازم دیده در برابر مردم استدلال کند و روایت خود را ثبت کند؛ اما باید به یاد داشت که این روایت یکطرفه است و صدای شورشیان در آن شنیده نمیشود.


منابع: R. G. Kent، R. Schmitt، L. W. King, R. C. Thompson، R. Schmitt; H. Luschey، R. Schmitt
متن کتیبه: خلاصهٔ بند به بند
ما متن کامل را رونویسی نمیکنیم، زیرا ترجمههای جدید دارای حق نشرند. ترجمهٔ L. W. King و R. C. Thompson (۱۹۰۷) در مالکیت عمومی است و از راه پیوند کتابشناسی در دسترس است. خلاصه، با شمارهٔ بندهای پارسی باستان (DB):
§۱–۹: داریوش خود را معرفی میکند، نسب هخامنشیاش را تا هخامنش برمیشمرد و بیستوسه سرزمین فرمانبر را نام میبرد.
§۱۰–۱۵: کمبوجیه برادرش بردیا را پنهانی میکشد؛ گئوماتای مغ خود را بردیا میخواند و پادشاهی را میگیرد؛ داریوش با یارانش او را در ۵۲۲ پ.م. میکشد و آنچه گئوماتا ستانده بود به مردم بازمیگرداند.
§۱۶–۵۷: شورشهای پیدرپی در ایلام، بابل، ماد، پارس، ارمنستان، مرو و دیگر جاها و نبردهای سرداران داریوش، با جای و روز هر نبرد.
§۵۸–۷۰: داریوش سوگند میخورد که راست گفته، شاهان آینده را از دروغ و ستم بازمیدارد، از نگهداشتن نقش و کتیبه سخن میگوید و یاران ششگانهاش را نام میبرد. بند ۷۰ (در متن ایلامی) از نوشتن متن «به آریایی» و فرستادن رونوشتها به سراسر کشور سخن میگوید.
§۷۱–۷۶ (ستون پنجم): لشکرکشی سالهای بعد به ایلام و به سکاهای تیزخود.
بند ۱۴: مالکیت در سنگ
در بند ۱۴، داریوش میگوید پادشاهی را که از دودمانش ستانده شده بود به جای خود بازگرداند، پرستشگاههایی را که گئوماتا ویران کرده بود از نو ساخت، و چراگاهها، رمهها، بندگان خانگی و خانههایی را که گئوماتا از مردم گرفته بود به آنان بازگرداند (خلاصه بر پایهٔ ترجمهٔ Kent 1953؛ برگردان فارسی از ماست). معنای دقیق برخی واژهها، بهویژه آنچه «بندگان خانگی» ترجمه میشود، محل بحث است.
این بند شگفتانگیز است: کهنترین سند بلند شاهی ایران، بازگرداندن داراییِ ستاندهشده را یکی از دلایل مشروعیت شاه میشمارد. یعنی مصادره را «دروغ» و بازگرداندن مال را «راستی» میداند. اما نباید آن را حقوق مالکیت به معنای امروزی خواند: بازگرداننده خود شاه است و حق، از دست او میرسد، نه از قانونی که او را هم محدود کند. فهرست «بندگان» هم یادآور است که آدمی میتوانست خود دارایی دیگری باشد.
برای ایرانی امروز، بند ۱۴ پرسشی زنده است: آیا امنیت دارایی لطف فرمانرواست یا حق شهروند؟ بیستون نشان میدهد که این پرسش ۲۵۰۰ سال پیش هم در سنگ کنده شده بود.
منابع: R. G. Kent، R. Schmitt
رونوشتها: بابل و الفانتین
داریوش گفته بود رونوشتها را به سراسر کشور فرستاد، و باستانشناسی آن را تأیید میکند: پارههایی از یک ستون سنگی با متن بابلی در بابل، و ترجمهای آرامی بر پاپیروس در الفانتین مصر، که در زمان داریوش دوم (اواخر سدهٔ پنجم پ.م.) رونویسی شده است، یافت شدهاند. پس متن، نه تنها بر صخره، بلکه در ادارهها و پادگانهای دوردست خوانده میشد.
منابع: R. Schmitt، R. Schmitt; H. Luschey
رمزگشایی خط میخی
۱۸۰۲–۱۸۵۷ م.
گئورگ فریدریش گروتفند در ۱۸۰۲ از روی کتیبههای تختجمشید نخستین گامها را در خواندن پارسی باستان برداشت. هنری راولینسون، افسر بریتانیایی، از ۱۸۳۵ تا ۱۸۴۷ با بالا رفتن از صخره و گاه آویزان از طناب، متنهای بیستون را رونویسی کرد؛ ترجمهٔ پارسی باستان او در ۱۸۴۶–۱۸۴۷ منتشر شد. متن پارسی باستان کلید متن بابلی شد؛ و در ۱۸۵۷ آزمونی که در آن راولینسون، ادوارد هینکس، ژول اوپر و هنری فاکس تالبوت جداگانه یک متن اکدی را ترجمه کردند، نشان داد که خط میخی اکدی خوانده شده است. به همین دلیل بیستون را «سنگ رشید» میانرودان مینامند.
هرکول سلوکی
۱۴۸ پ.م.
پیکرهٔ هراکلس آرمیده با جام در دست، در ۱۳۳۸ خورشیدی (۱۹۵۹–۱۹۶۰) هنگام پایین بردن سطح جادهٔ اصلی به دست علی حاکمی پیدا شد. کتیبهای یونانی دارد که آن را به سال ۱۴۸ پ.م. تاریخ میگذارد. لوشای آن را کاری نهچندان استادانه ولی مهم برای تاریخگذاری میداند. یک پایهٔ ستون یونی که در گورستان بیستون پیدا شد شاید از بنایی در زمان اسکندر باشد (گمانه).
نقشهای اشکانی
سدهٔ اول پ.م. – سدهٔ اول م.
زیر نقش داریوش، دو نقش برجستهٔ اشکانی هست. یکی، مهرداد دوم (ح. ۱۲۴–۸۸ پ.م.) را نشان میدهد که چهار بزرگ یا ساتراپ در برابرش ایستادهاند؛ دیگری، گودرز سواره در نبرد را با پیکر نیکه (پیروزی) بر فراز صحنه و کتیبهای یونانی، که بیشتر آن را از گودرز دوم (ح. ۴۰–۵۱ م.) میدانند. «سنگ اشکانی» دیگری هم هست که نام بلاش (Vologases) بر آن خوانده شده. هر دو امروز بسیار فرسودهاند.
در ۱۰۹۴ ق. (۱۶۸۴–۱۶۸۵ م.)، کتیبهٔ وقفنامهٔ شیخ علیخان زنگنه را درست روی بخشی از نقش مهرداد کندند و بخشی از آن را نابود کردند؛ تصویرهای اروپاییان پیش از آن (مانند طرح گرلو در سدهٔ هفدهم) کمک میکند ببینیم چه از دست رفت.



ساسانیان و فرهاد تراش
سدههای ۶–۷ م.
از دورهٔ ساسانی، سه سرستون بزرگ با پیکر شاه و ایزدبانو آناهید (به نظر لوشای از زمان خسرو دوم، حدود ۶۰۰ م.)، پایههای نُهگانهٔ پل خسرو (حدود ۱۵۰ متر)، دیوار نگهبان کنار رود گاماسیاب و صدها سنگ تراشخورده با نشان سنگتراشان ساسانی مانده است. بزرگترین آنها «فرهاد تراش» است: دیوارهٔ صافشدهٔ صخره به پهنای حدود ۲۰۰ متر و بلندی حدود ۳۰ متر، بزرگترین کار از این گونه در ایران؛ حدود ۴۰٬۰۰۰ متر مکعب سنگ از آن برداشته شده است. زالتسمان پیشنهاد کرده که قرار بود ایوانی عظیم هماندازهٔ طاق کسری در آن کنده شود؛ این گمانه است و کار نیمهتمام ماند.
در ادب فارسی، نظامی گنجوی در «خسرو و شیرین» فرهاد کوهکن را عاشقی میسازد که برای شیرین کوه بیستون را میتراشد. افسانه، کار بیمزد و بیپایان را به نماد عشق بدل کرده است؛ تاریخ، شاید یک پروژهٔ شاهانهٔ نیمهکاره را نشان دهد.

کاروانسراها و وقفنامهٔ شیخ علیخان
ایلخانی تا صفوی
بیستون منزلگاه کاروانها ماند. «کاروانسرای کهنه» (حدود ۸۰×۸۰ متر) با مسجدی در میان حیاط، به نظر لوشای دژی نظامی از دوران حسنویه کرد (سدهٔ دهم م.) بود؛ کوشکی ایلخانی کنار رود از زمان اولجایتو مانده است. شیخ علیخان زنگنه، وزیر شاه سلیمان صفوی، در ۱۰۹۲–۱۰۹۶ ق. (۱۶۸۱–۱۶۸۵ م.) کاروانسرای نو (معروف به شاهعباسی، حدود ۸۰×۹۰ متر با چهار ایوان) و پلی چهارطاقی ساخت و وقفنامهای بر صخره کند. جزئیات موقوفات را باید از متن خود کتیبه خواند؛ ما آن را ندیدهایم.
وقف، نهاد مدنی مهمی در تاریخ ایران است: مالکی خصوصی درآمد داراییاش را بهطور دائمی به کار عمومی میبخشد، بیآنکه دولت آن را اداره کند. اما همین وقفنامه روی نقشی کهنتر کنده شد؛ یعنی یک کار نیکوکارانه، میراث دیگری را نابود کرد.


میراث جهانی و بیستونِ امروز
از ۲۰۰۶ م.
بیستون در ۲۰۰۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. داربستهای مرمت سالها جلوی نقش داریوش بود و به نمادی از کندی کار مرمت تبدیل شد. تهدیدها فرسایش، نفوذ آب و ساختوساز در حریم محوطه است.
بازدید: محوطه از جادهٔ کرمانشاه–همدان در دسترس است. نقش داریوش از پای صخره و با دوربین دیده میشود؛ هرکول، نقشهای اشکانی، فرهاد تراش و کاروانسرا در مسیر پیادهروی پای کوهاند. ساعت و بلیت را پیش از سفر از منابع رسمی بپرسید.
بیستون یادآور است که هر دوره روی سنگ دورههای پیشین نوشت: شاه، سردار، وزیر و عاشق افسانهای. نگهداری این لایهها کار جامعه است، نه تنها دولت.
منابع: UNESCO World Heritage Centre
فرمانروایان مرتبط
منابع
- UNESCO World Heritage Centre, Bisotun (ref. 1222) (2006). https://whc.unesco.org/en/list/1222/
- R. Schmitt; H. Luschey, “Bisotun” i. Introduction; ii. Archaeology, Encyclopaedia Iranica (2000/2013). https://www.iranicaonline.org/articles/bisotun-ii/
- R. Schmitt, “Bisotun iii. Darius’s Inscriptions”, Encyclopaedia Iranica (2000). https://www.iranicaonline.org/articles/bisotun-iii/
- R. Schmitt, The Bisitun Inscriptions of Darius the Great: Old Persian Text (CII I.I.I) (1991).
- R. G. Kent, Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon (1953).
- L. W. King, R. C. Thompson, The Sculptures and Inscription of Darius the Great on the Rock of Behistûn in Persia (public domain) (1907). https://archive.org/details/sculpturesinscri00brituoft
همهٔ عکسها از ویکیانبار (Wikimedia Commons) است؛ پروانه و پدیدآورنده در صفحهٔ هر پرونده بررسی شده است.

